مژگان ساغر شفا
نام من ساغر نیست
نام من ساغر نیست این یکی عارییت است نام من وام ادا ناشدنیست اسم من قرض تمام معنیست من از این نام تبه گردیدم ساغرم…
خزان
خزان بیا که بـــاز شــــدم سخــت ناتـــــوان بـــی تــــو بیا کـــــــه مردم ومن رفتـــم از جهــان بــــی تو چو اشک از ســـــر مـــــژگـــــان فـــتادم ورفتــم…
بهار
بهار باز بهار میرسد درد دلم تو چاره کن شعله آشکار را با نگهی نظاره کن وا ی بها رمن توئی بار دگر زراه دور…
یک آسمان ابر پر از دود میشوم
یک آسمان ابر پر از دود میشوم از دست رفته کشته و نابود میشوم از راه نارسیده و از درد ناصبور چون آنکه مُرد و…
شب آدینه
شب آدینه این شعر نیست، این غم دیرینه مـــن است انبارآتشی ست کـــه درسینـــــه ی منســـت این خنده نیست اینکه مرا بر لب است باز…
گر خدا اینست او را بنده ام
گر خدا اینست او را بنده ام از خطا و سهو خود شرمنده ام لا الا اله الله اش گفته ام روز ها ویا چو…
همیشه در دسترس نباش
همیشه در دسترس نباش همیشه که در دسترس باشی ازت فاصله میگیرند به خودت احترام بگذار همیشه در دسترس نباش مژگان ساغر شفا مژگان ساغر…
خراب کن
خراب کن خراب کن به سرم چتر سبز دنیا را بگو که دوست ندارم ،تو شاه زن هارا بگو به دست خودت قیله قیله می…
به روان پاک اجمل نقشبندی
به روان پاک اجمل نقشبندی الا ای ملت خوابیده و خاموش سر از بالین خود بر دار که امشب باز محشر شد تنی در خون…
یک جنون بی رقم معتاد می سازد مرا
یک جنون بی رقم، معتاد می سازد مرا مست می سازد مرا دل شاد می سازد مرا گاه شور بیخودی را در دلم جا می…
سکوتی زان شب نامرد مانده
سکوتی زان شب نامرد مانده شراری از نوای درد مانده به روی لاله زار چشم هایم فقط چند بوسۀ ولگرد مانده مژگان ساغر شفا
مرا شبیه هوای بهار رسم بکن
مرا شبیه هوای بهار رسم بکن شبیه داغ دل لاله زار رسم بکن مرا شبیه دلت صاف و ساده باور کن و یا شبیه بتان…
و چشمم کو رگر با تو سر جنگ و ستم گیرم
و چشمم کو رگر با تو سر جنگ و ستم گیرم و یا من خاطرت را در دل و این دیده کم گیرم نگو دیگر…
خبر مرگ
خبر مرگ رو زگارانی میرسد از راه روزگارانی سیاه روزگارانی که در ان هنگام می فتد پا از گام روزگارانی که در آن هنگام؛اسب چو…
بودا
بودا من کی ام یا تو کی ای یا این چیست؟ یا این کیست؟ این فضایی اندود…. این خدایی که سرود آیه ای درد آلود…
از رفتنم به بلخ خبر دار کس نبود
از رفتنم به بلخ خبر دار کس نبود همچون من و حلاج سر دار کس نبود کی چای دیده ام زتو ای شاخهء نبات افسوس…
سیب سرخ
سیب سرخ من قلبم را همچون سیبی سرخی در دستان تو مینهم تا در درون حوضچه ای خانه ی تان شست و شویش دهی من…
مادر
مادر مادر مرو که سخت هراسان کنی مرا تر سان ز آمد آمد طو فان کنی مرا من امدم که شاد شوم د رکنار تو…
همه گویند می آیی و لی کی باورم باشد
همه گویند می آیی و لی کی باورم باشد کجا قسمت بود یارب عزیزم در بر م باشد بزندان غمم در می کنی با بی…
چرا قهری با من بی سبب مــیدان جنگ داری؟
چرا قهری با من بی سبب مــیدان جنگ داری؟ و بهر کشتنم القصه، صٌــــد تیرو تفنگ داری نمیگویی خطای سر زد از من یا تویی…
این دردهای کهنه از اندوه باورها
این دردهای کهنه از اندوه باورها ناخن زده بر زخم ما دست جناورها من کشته دادم دینشان را بارور کردم از ختنهی اعراب تا سر…
یک آ سمـــا ن ابر پر از د و د میشوم
یک آ سمـــا ن ابر پر از د و د میشوم از دست رفتــه کشته و نابــود میشوم از راه نارسیــده و از درد نا…
سرو جانم فدایی کوچه های خسته کابل
سرو جانم فدایی کوچه های خسته کابل مرنجانم که استم عاشق و دلخسته کابل ز شهر نو گرفته تا صفا ی کو ته ی سنگی…
مادر مرا مپرس دلت از كجاست تنگ
مادر مرا مپرس دلت از كجاست تنگ تا این فضای غربت بی منتهاست تنگ مادر مكن خیال كه تنهایی ام کم است راهم سیاه و…
هوایم سخت بارانی ست ای دوست
هوایم سخت بارانی ست ای دوست شب تاریک حیرانی ست ای دوست ز خورشید نگاهت دور ماندم دلم برف زمستانی ست ای دوست مژگان ساغر…
چی می شد در میان چشمهایم خانه میکردی
چی می شد در میان چشمهایم خانه میکردی و یا در سایه ء گیسوی من کاشا نه میکردی اگر تنهایی ام را باور و احساس…
به جان تو !
به جان تو ! شب رادچارصد گِله بودم،به جان تو یا شعر نا تمام سرودم ، به جان تو بیداری ام تمام نمی گشت دیر…
وقتی بهار نمی آید
وقتی بهار نمی آید من ِ خود خواه من ِ مغرور من دیوانه را معذور دار امشب که امشب از برای انچه کردم آنچه گفتم…
عشق من با بهار آمده بود
عشق من با بهار آمده بود با بهارا ن سبز و خرم شد شاخه بگرفت بارور هم شد دل من تا اسیر این غم شد…
گوهر ناسوده
گوهر ناسوده اگــــــرنامـــم بلــــب آورده بـــــودي رقيبــــم را زرشــك آزرده بــــودي به وصفم شعر گرتو مي ســـــرودي رقيب مـــا الهــــــي مـــرده بـــــودي نپرسيــــدي زاحوالــــم تــــو…
همسایه
همسایه با تکه تکه ی بدنم ساز جنگ زد همسایه سایه ی پسرم را به سنگ زد با قدرتی که داشت شعور مرا ربود تندیس…
حادثه خونین کابل
حادثه خونین کابل آتش فگنده برسر بازار حادثه باتیشه می زند به سر یار حادثه هر بامداد پرده به خورشید می کشد شهر مرا نموده…
این روز ها و خون من و گردن از شما
این روز ها و خون من و گردن از شما صد ها بهانه کردن و آوردن از شما سهوِ تو بود من که صمیمانه گفتمت…
یعنی این !
یعنی این ! آیت عشق تو از بر شده ام یعنی این شاعر سبزه ء خاور شده ام یعنی این با همین پیرهن سرخ شدم…
شبیخون انتظار
شبیخون انتظار در انتــظار، از دل ساغــر قــرار رفت از تن ، توان و حوصـلهء انتظار رفت تا از پیــــام ِ نامــد نت با خبــرشــدم…
منــــــــــم که باز ، از آغاز قصه دلسردم
منــــــــــم که باز ، از آغاز قصه دلسردم من انــــــــتهای غم ام مـن زن پر از دردم مـــــــن از دیــار رسـولان جـــــبر می ایم نــــگاه…
زینت
زینت ترا فصــــــــــل بهاران آفریـــدنـــد تـــــــــــــــــرا از جنس باران آفریدند ترا شاعر زن شوریــــــــده یی شهر ترا خــــــــــواهش تـــرا جان آفریدند ترا نور بــــهشت آفـــــــــریــــنش…
جنون
جنون یک جنون بی رقم، معتاد می سازد مرا مست می سازد مرا دل شاد می سازد مرا گاه شور بیخودی را در دلم جا…
باز بهار میرسد درد دلم تو چاره کـــــن
باز بهار میرسد درد دلم تو چاره کـــــن شعله آشکار را با نگهی نـــظاره کــــــن وا ی بها رمن تــــوئی بار دگر زراه دور آی…