ای ظهور تو چنان پدری

ای ظهور تو چنان پدری کاشف راز یخرج المیت گل و ریحان باغ چون نشدی باری آخر کرفس باش و شبت

ادامه مطلب

امام محمد زکریا

امام محمد زکریا محمد زکریا طبیب رازی را که فیلسوف عجم بود و اوستاد عرب به فن فلسفه و طب و کیمیا و نجوم حساب…

ادامه مطلب

از حکایت سال سیصد و نه

از حکایت سال سیصد و نه این حدیثم کجا شود فرمش که چو حلاج را بدار زدند نه رخش زرد شد نه چهره ترش چون…

ادامه مطلب

یا امین الحق کهف الخلق شمس المذهب

یا امین الحق کهف الخلق شمس المذهب انت فی دیباجة العلیا طراز المذهب عش حساما ماضیا فی الدین سیفا قاضیا فی الوری یا حجة الاسلام…

ادامه مطلب

مردم ایران دو فرقه اند که هر یک

مردم ایران دو فرقه اند که هر یک تخم امل را درون مزرعه دارند قومی مشروطه خواه گشته و بر دوش چتر ظفر با شعاع…

ادامه مطلب

ماده تاریخ حاج آقا محسن عراقی

ماده تاریخ حاج آقا محسن عراقی حجت الاسلام کهف الحق ملا ذالمسلمین کز درخت علم نطقش بار و فکرش بیخ شد بحر علم و طور…

ادامه مطلب

کتاب عاریه دادن به مردمان ندهد

کتاب عاریه دادن به مردمان ندهد ترا نتیجه جز آه و حسرت افسوس بود کتاب عروس ای پسر به حجله علم کسی به عاریه هرگز…

ادامه مطلب

فکاهی

فکاهی به و لله و به با لله و به تا لله بسی جز کلام الله پر نور به الیاس و به خضر و دشت…

ادامه مطلب

شبی در روستا مهمان خود خواند

شبی در روستا مهمان خود خواند مرا در خانه پیری طاعن السن همی گفت ای دریغ از هوش این خلق که نشناسد مذنب را ز…

ادامه مطلب

دولت جاوید خواهم از در یزدان

دولت جاوید خواهم از در یزدان «دانش » دانش پژوه صلح طلب را آنکه نمود است وصف ذات جمیلش غیرت ارژنگ کارگاه ادب را

ادامه مطلب

در فتح ری نمود سپهدار نامدار

در فتح ری نمود سپهدار نامدار کاری که خارج از هنر و زور رستمست تاریخ این فتوح ز الهام کردگار جد و جهاد و جهد…

ادامه مطلب

در تعزیت

در تعزیت داورا از پس این غم که ترا رخ بنمود شادی اندر دل ما رخ ننماید هرگز تا تو چون غنچه خوری خون و…

ادامه مطلب

خسرو ایران خدیو شرق احمد شه که قدرش

خسرو ایران خدیو شرق احمد شه که قدرش برتر از اورنگ و گاه و افسر مریخ باشد عنقریب از همتش بینی درخت معرفت را داد…

ادامه مطلب

چشم مست تو مگر یپرم بمب انداز است

چشم مست تو مگر یپرم بمب انداز است یا ز ترکان صحیح النسب قفقاز است چشم مستی که تو داری همه دارند ولی این روش…

ادامه مطلب

پرنس ارفع دولت جهان هوش و خرد

پرنس ارفع دولت جهان هوش و خرد که تابد از رخ زیبایش فره ایزد ستم گریخت ز دادش چنانچه می بگریخت ز نام یزدان پتیاره…

ادامه مطلب

بار خدایا مگیر سایه خود را

بار خدایا مگیر سایه خود را از سر این کودکان خفته در این مهد وین ملک ملک بخش را که شبانروز دارد در انتظار کار…

ادامه مطلب

ای اهل زمانه پند گیرید

ای اهل زمانه پند گیرید از حال فکار این جگر خون در کیسه هزار دام دارد این جامه که می زند به صابون امروز بود…

ادامه مطلب

آل عباس را به «قلب صد و سی و دو» رسید

آل عباس را به «قلب صد و سی و دو» رسید دولت از کوشش ابومسلم پانصد و بیست و چار سال شدند ملک را خواجه…

ادامه مطلب

ابوالفتح خان ای که ایوان قدرت

ابوالفتح خان ای که ایوان قدرت بلند آسمان را شکست از درستی به فرهنگ و هوش تو اقرار داد ابونصر یمگان ابوالفتح بستی

ادامه مطلب

همیشه شمس به قصد تو گشته یار زحل

همیشه شمس به قصد تو گشته یار زحل هماره ماه برغم تو خفته در عقرب حکیم با هنر از طعن آن حریف ظریف غریق بحر…

ادامه مطلب

مدار غصه که خون منت حلال بود

مدار غصه که خون منت حلال بود مشو غمین که نیاید ز حلق کشته صدا اگر نه باورت آید ز بعد کشته شدن مرا مخوان…

ادامه مطلب

لراقمها ایضا شهر رجب

لراقمها ایضا شهر رجب ملک ایران در دو عهد از دست افغان شد خراب نام افغان زین سبب در گوش ما شوم آمده آن یکی…

ادامه مطلب

کسیکه از تو گراید همی بجای دگر

کسیکه از تو گراید همی بجای دگر بود مخالف قرآن و مؤمن انجیل ز درگه تو بجای دگر شدن باشد بجوی و چشمه شدن از…

ادامه مطلب

صنیع الممالک بود طرفه نقشی

صنیع الممالک بود طرفه نقشی که هر بنده را واجب است احترامش چو دست طبیعت بزندان زهدان ز ستر عدم خواست دادن خرامش ز هر…

ادامه مطلب

سعید سلطنه ای آنکه تا ابد خجلم

سعید سلطنه ای آنکه تا ابد خجلم ز فضل بی شمر و لطف بی کرانه تو گمانم آنکه فرامش نکرده ای که رهی برای حاجتی…

ادامه مطلب

راجع به چوبداران گوسفند فروش

راجع به چوبداران گوسفند فروش بهنگام تقاضا هر که مال چوبداران را شود منکر بنزد من سزایش چوب دار آید تقاضا را محصل باید اما…

ادامه مطلب

در علم کف شناسی

در علم کف شناسی نام تلهای کواکب که بود در کف دست گر ز ابهام شماری و به خنصر گروی زهره و مشتری است و…

ادامه مطلب

در تاریخ تاسیس بیمارستان زنان و کودکان تهران

در تاریخ تاسیس بیمارستان زنان و کودکان تهران در عهد شه زمانه احمد شاهی که به عدل داستان است عهدی که به مسند معارف ممتاز…

ادامه مطلب

خدایگانا من بنده آنکسم که بصدق

خدایگانا من بنده آنکسم که بصدق فریضه دارم بر خویشتن سجود ترا تو آن کسی که به تحقیق آفریده خدای پی نمایش انصاف خود وجود…

ادامه مطلب

جواب نامه نیامد ز شاه و چشمم گشت

جواب نامه نیامد ز شاه و چشمم گشت سپید از ز فرات سرشک یعقوبی به وعده نیز دلم خوش نکرد و از من داشت دریغ…

ادامه مطلب

تا که سردار اسعد اندر ری

تا که سردار اسعد اندر ری زد علم چون بر آسمان مریخ نعره توپ و بانگ صاعقه زد بر رخ ظلم سیلی توبیخ دهن جور…

ادامه مطلب

این ز تو شایان و بر بماست سزاوار

این ز تو شایان و بر بماست سزاوار اقسم بالخنس الجوار الکنس بنده درگه امیریست که آمد در نسب اندر یکی ز دوده افطس

ادامه مطلب

ای خواجه عون سلطنه ای داوری که نیست

ای خواجه عون سلطنه ای داوری که نیست یک تن همال و شبه تو در صفحه زمی داری هر آنچه ذکر شود جز کمال و…

ادامه مطلب

اگر از جفای محمدعلی شه

اگر از جفای محمدعلی شه بر افتاد بنیاد و بنیان مجلس شگفتی نباشد که در بوستانها ز یک باد پژمرده صد شاخ نرگس حمای سلاطین…

ادامه مطلب

نکوهش احزاب سیاسی

نکوهش احزاب سیاسی احزاب فتاده اند در خط جنون هر لحظه به رنگی شده چون بوقلمون با اینکه ندانند برون را ز درون کل حزب…

ادامه مطلب

مرا ز روی تعصب معاندی پرسید

مرا ز روی تعصب معاندی پرسید پدر ز روی چه معنی نداشت روح الله جواب دادم و گفتم که او مبشر بود ز احمد قرشی…

ادامه مطلب

ماده تاریخ جلوس محمد علی شاه

ماده تاریخ جلوس محمد علی شاه تا محمد علی شه قاجار صاحب تاج گشت و غاصب تخت سیل کین کند از عمارت داد پایه استوار…

ادامه مطلب

کاشکی بودی مرا طبعی چو قلزم در خروش

کاشکی بودی مرا طبعی چو قلزم در خروش کاشکی بودی مرا فکری چو مینو با صفا خامه ای از ارض طولش تا محیط آسمان نامه…

ادامه مطلب

صاحبا چند خفته ای در مهد

صاحبا چند خفته ای در مهد بجنابت ز عین ناپاکی آفتابم من ارشنیدستی قصه آفتاب و سکاکی

ادامه مطلب

ساری پی دانه سیر می کرد

ساری پی دانه سیر می کرد در دامن کوهسار و هامون ناگه تله ای بدید در دشت با قامت گوژ و پشت وارون گفتش الف…

ادامه مطلب

دلبر ماه پیکر خود را

دلبر ماه پیکر خود را دیدم اندر چمن که گل میچید خار گل دست آن پریرخ را کرد مجروح و او همی خندید گفتمش خنده…

ادامه مطلب

در صفحه از کتاب تاریخ مختصر الدول

در صفحه از کتاب تاریخ مختصر الدول کهن موبد پارسی دوش خواند ز تاریخ تازی مر این تازه حرف که چون معتمد بست رخت رحیل…

ادامه مطلب

در باب لزوم ختنه فرماید

در باب لزوم ختنه فرماید خداوندا حدیثی با تو گویم که تصدیقش نماید دشمن و دوست شکوفه سرزد است از شاخ بادام ولی بادام من…

ادامه مطلب

خطاب بذکاء الملک

خطاب بذکاء الملک ای در بیان مدح و صفات کمال تو قاصر زبان و کلک فصیح‌العباره‌ها دیباچه کلامت سردفتر کمال بوسیدن رکابت خیرالزیاره‌ها برقینه مغنیه…

ادامه مطلب

حامی دین پیمبر حاج زین العابدین

حامی دین پیمبر حاج زین العابدین ریخت صهبای سعادت در ایاغ مردگان مکتبی بهر زراعت ساخت در آن ناحیت تا شود گیتی منور از چراغ…

ادامه مطلب

بیگانه چو شد رئیس قومی

بیگانه چو شد رئیس قومی نه جای تعجب است و حیرت کان قوم ذلیل را رگ و پوست خالی ز تعصب است و غیرت

ادامه مطلب

بحر رحمت آسمان مکرمت شه کامران

بحر رحمت آسمان مکرمت شه کامران خسروی کز برق شمشیرش دل شیر آب شد آب و نانی داد سگان ری از فضل خویش تا گرسنه…

ادامه مطلب

ای دبیر حضرت ای میری که ذکر خیر تو

ای دبیر حضرت ای میری که ذکر خیر تو آشکارا نزد ترک و دیلم و تازی کنم آن شنیدم کاین رهی دیری است کاندیدا شده…

ادامه مطلب

استاد فاضلان سخنور ذکاء ملک

استاد فاضلان سخنور ذکاء ملک آن منشی جریده غرای تربیت دانشوری که فضلش در گوش آسمان آوازه در فکنده ز آوای تربیت آن قائد سپاه…

ادامه مطلب

نعت رسول اکرم به پارسی

نعت رسول اکرم به پارسی یگانه رادی کش کردگار بی همتا گزیده است به پیغمبری و وخشوری ز تنگبار خدائی به تیمسار خرد رسید نامه…

ادامه مطلب