محمد خردمند
تو مگر در به دری خانه نداری ای بغض ؟
تو مگر در به دری خانه نداری ای بغض ؟ که مرا هیچ به حالم نگذاری ای بغض هرشب و نیمه شبی درب دلم می…
تا در گلوی تنگ ما آهنگ فریاد است
تا در گلوی تنگ ما آهنگ فریاد است چنگال ما در گردن حکام جلاد است اینجا فساد و ظلم و هرگز جا نمیگیرد کاخ ستمکاران…
بیا ای ماه من
بیا ای ماه من وقتی نباشی زندگی تاریک میگردد بیا و باز تابان کن طلوع کن بر فرازم نیمه شب از اشک مژگانم دوباره مثل…
بال و پرنده هست ؛ غرور عقاب نیست
بال و پرنده هست ؛ غرور عقاب نیست باز است سقف بام ؛ به پرواز تاب نیست در سرخط نوشته ی دانش پژوهِ قرن غیر…
ای که با نیم نگاهی نخریدی ما را
ای که با نیم نگاهی نخریدی ما را با زبان زخم نزن این دل بی پروا را مثل یک شام که دلتنگ غروبم شاید بکنم…
اندکی عاشقانه
اندکی عاشقانه تصویر خیال تو چه زیبا شده امشب چون ماه قشنگ دل دریا شده امشب خواب و تب و تاب از من بیچاره ربودی…
آمدم بر درت خدای غفور، کوله بار گناه آوردم
آمدم بر درت خدای غفور، کوله بار گناه آوردم مویسر شد بهمثل ماه سفید، روی چون شب، سیاه آوردم من ندارم به دست خود چیزی،…
آخر از روزنهای دیده به دل جا کردی
آخر از روزنهای دیده به دل جا کردی و رسیدی به هر آن چیزی تمنا کردی میشود گفت که با دیدن سحر آمیزت رخنه بر…
یارب چه کسی پیش تو درویش تر از من
یارب چه کسی پیش تو درویش تر از من بیگانه تر از خویشتن و خویش تر از من تنها نگذارم که شبیخون زده گرگان در…
نعره های سبکبار
نعره های سبکبار اینجا که نعره های سبکبار میزنند نام ستم به هر در و دیوار میزنند ظاهر به نام خدمت ما در حضور خلق…
مهمان ناخوانده
مهمان ناخوانده ” تو مگر در به دری خانه نداری ای بغض ؟ ” که مرا هیچ به حالم نگذاری ای بغض هرشب و نیمه…
مرغ دعا که از قفس سینه سر کشید
مرغ دعا که از قفس سینه سر کشید از تنگنای حنجره تا اوج ، پر کشید در کهکشان عشق و ارادت ستاره شد چون در…
لبت شیرین تر از شهد و زبانت نیشکر باشد
لبت شیرین تر از شهد و زبانت نیشکر باشد خوشا بر تشنه کامی، کامش از کام تو تر باشد چه لذت می برد هر واژه…
کجایی ؟! بی تو روح زندگی احساس کم دارد
کجایی ؟! بی تو روح زندگی احساس کم دارد کجایی ؟! بی تو حتی خنده ام آهنگ غم دارد بتاب ای ماهتاب ، ای تک…
غزل بهاری
غزل بهاری مرحبا فصل بهار آمده لبخند آرید غنچه از باغچه ی لطف خداوند آرید مثل گل بر رخ هر دوست تبسم بکنید شاخه در…
طفل اندیشه ام از غصه روانی شده است
طفل اندیشه ام از غصه روانی شده است غنچه پژمرده و احساس، خزانی شده است آشنا در غم من شاد و به شادیست شریک سینه…
شاه رسولان
شاه رسولان محبوب قلب و شاه رسولان محمد است خورشید تابناک دل و جان محمد است زیبا ترین، قشنگ ترین ماه آسمان حقا که افتخار…
رسول الله فدای روی ماهت
رسول الله فدای روی ماهت دوعالم صدقهی نیم نگاهت جمالت نور میبخشد به خورشید سیاهی شب از موی سیاهت کتاب و دفتر و شعر و…
دستی که وفا می طلبد بوسه زنیدش
دستی که وفا می طلبد بوسه زنیدش چشمی که حیا می طلبد بوسه زنید ش عشقی که ادب زینت و آئینه او شد در قلب…
داشت عاشق می شد، اما خاطرش دلگیر بود
داشت عاشق می شد، اما خاطرش دلگیر بود داشت کابوسی که بر عاشق شدن تعبیر بود ساده باور کرد لبخند کس و حرف کسی دیرتر…
تو اگر نباشی جایت غم و آه خواهد آمد
تو اگر نباشی جایت غم و آه خواهد آمد که ثواب اگر نباشد به گناه خواهد آمد چکنم گلایه از بخت بدم که زود رفتی…
تا تو نباشی قافیه افسرده می شود
تا تو نباشی قافیه افسرده می شود گلواژه ها خزان زده، پژمرده میشود دنیای من بدون تو تنگ است و آسمان چون سقف کلبه های…
بهار بی تو در دلتنگی ی پائیز می ماند
بهار بی تو در دلتنگی ی پائیز می ماند من اینجا درد اینجا خاطراتت نیز می ماند غزل در ورطه ی گرداب افکار تهی از…
با سادگی لبخند تو آرامش من
با سادگی لبخند تو آرامش من دزدیده قرار فکر و آسایش من هرچه که دلت خواست بجا آوردی ای کاش بجا بیاوری خواهش من محمد…
اي كاروان قافله سالار در مسیر
اي كاروان قافله سالار در مسیر جا مانده اید خسته و بیمار در مسیر هر لحظه ما به زنگ خطر گوش میکنیم ای وای پس…
اندیشه ناب
اندیشه ناب در سینه ها ز عشق و محبت اثر مجو از باغ زرد و سرد زمستان ثمر مجو در انزوای فکر بشر زار خفته…
آسمان با دیدنت انگار شاعر می شود
آسمان با دیدنت انگار شاعر می شود اشک میریزد به پایت زار ، شاعر می شود واژه واژه شوق خود را مثل گلهای سفید میفرستد…
از بس که با شیطان رفیق و با تو درگیرم
از بس که با شیطان رفیق و با تو درگیرم از حجم سنگین گنه در بچگی پیرم هر روز درد تازه ی بر روح زخم…
یارب ترا به خلوت روؤیا طلب کنم
یارب ترا به خلوت روؤیا طلب کنم با اشتیاق در دل شبها طلب کنم در گردباد حادثه ها لحظهای عطش زمزم به صنع لطف کف…
نقش بلا
نقش بلا مثلی که در حاجت خدا را آدرس دادند در هر تباهی ملک ما را آدرس دادند پرسیدم از تاریخ های رزم و میدانش…
من و تنهایی و شوق نگاهت
من و تنهایی و شوق نگاهت دلم را برده رویی مثل ماهت سحر تا شام با عشق تو مستم به شب ها انتظار صبح گاهت…
مرا مردی که راه عشق را پیمود میفهمد
مرا مردی که راه عشق را پیمود میفهمد بلی! حال پریشان را پریشان زود میفهمد رسیدن تا بلندی نیست با تن پروری ممکن عذاب سوختن…
لبخند بزن اگرچه غم دارد دل
لبخند بزن اگرچه غم دارد دل این سال فقط بهار کم دارد دل لبخند بزن اگرچه از حرف رقیب آذوقه ی شام خویش سم دارد…
کاشکی دیگر نباشد حرفی از ای کاش ها
کاشکی دیگر نباشد حرفی از ای کاش ها کاش دور ازسینه کینه صحبت از پرخاش ها کاش تابم همچو خورشید جهان افروز تا کور گردد…
عید قربان آمده قربان تو
عید قربان آمده قربان تو ای خداجان صدقهی احسان تو کاشکی همراه رسول خدا در بهشتت میشدم مهمان تو عید پر از نور و صفا…
صنم یا صمد
صنم یا صمد گر نباشی خدا نخواسته هم ، کس در این سینه ام نمی گنجد تا که عشق تو در دلم دارم ، اثر…
سینه ها با درد های تازه عادت کرده است
سینه ها با درد های تازه عادت کرده است مرگهم با ما که بی اندازه عادت کرده است غصه در شریان های ماست جاری جای…
دیدنت داشت به من یک هیجان دگری
دیدنت داشت به من یک هیجان دگری عقل شد خیره و دل رفت جهان دگری تا ندیدم سخن عشق نمی دانستم عاشقی، ساخته دیوانه جوان…
دل بی عشق
دل بی عشق نمی دانی که بی تو از تمام شهر دلسردم جدا از کوله بار عقل و احساسات میگردم به آنهای که تنها عشق…
در سوگ کابل
در سوگ کابل پروردگارا! کشورم در خون شناور شد گل غنچه ها با باد تند جنگ پر پر شد مادر نوایی صلح در گوش پسر…
چشم چرانی جرم است
چشم چرانی جرم است چکنم دست از این عشق کشیدن مشکل در تصور چه قدر ساده ؟! رسیدن مشکل عقل گفتا نکنی چشم چرانی جرم…
تا عشق تو در واهمه پیداست عزیزم
تا عشق تو در واهمه پیداست عزیزم گلواژه به مدح تو شگوفا ست عزیزم لبخند تو در پرورش قافیه ی شعر بر طبع من اعجاز…
بهار باز آمد
بهار باز آمد دوباره آمد و در دل قرار باز آمد عزیز دل، گل مرغوب، یار باز آمد پس از جدایی جانکاه و دردهای فراق…
بار دیگر به تماشا گه ماه آمده ام
بار دیگر به تماشا گه ماه آمده ام نور میخواهم و در شام سیاه آمده ام دلم آرام ندارد به شب تنهایی گرچه بستی به…
ای عقل کل! به حال دلم یک نگاه کن
ای عقل کل! به حال دلم یک نگاه کن محض رضای عشق، گهی اشتباه کن ای شیخ! پاک بازیی دنیا تقلب است گاهی برای وصلت…
آن که تظاهر نمود ، گفت تویی یار من
آن که تظاهر نمود ، گفت تویی یار من سعی کند بعد از آن در پی آزار من گرچه از اول نبود، جاذبه ی عشق…
از مکر و چل و دو رنگی ها دلخونم
از مکر و چل و دو رنگی ها دلخونم بی لیلی دوسه سال شده مجنونم از مهری که گرچند ی موقت باشد با سادگی ام…
اختیار دل
اختیار دل سخن از دایره ی عشق فراتر رفته اختیار دلم از دست خودم در رفته ساده جا کردی به دل آه از این سادگی…
یارب توئی که لایق حمد و ستایشی
یارب توئی که لایق حمد و ستایشی خواهم کنم دمی به حضورت نیایشی دل تیره شد چو شام سیاه بدون ماه یارب بده به یاد…
نسیم جنت از کوه و کنار کعبه میآید
نسیم جنت از کوه و کنار کعبه میآید نوای روحبخش از کوهسار کعبه میآید قدم با شوق بردار ای مرید وصلت ای عاشق که معشوق…