یارب رفیق لحظه هایم در دل شب ها

یارب رفیق لحظه هایم در دل شب ها ای آشنای راز ها آگاه مطلب ها یارب تویی تنها امیدم، با تو می گویم هرچیزی در…

ادامه مطلب

هنوزم کودکی، درد جدایی را نمی فهمی

هنوزم کودکی، درد جدایی را نمی فهمی وفا ناکرده رنج بی وفایی را نمی فهمی من از دنیا ترا مانند گل چیدم ولی دیدم که…

ادامه مطلب

میروی و میشود آغاز تنهایی

میروی و میشود آغاز تنهایی ” میشود آغاز ” فصل راز تنهایی مثل بسمل میطپد’ مینالد و گرید آه می رقصد دلم بر ساز تنهایی…

ادامه مطلب

مژده‌ی اهل دل

مژده‌ی اهل دل بعد عمری انتظاری به دلم خبر رسیده که بهار اهل ایمان، مهِ‌ی معتبر رسیده رمضان دوباره با شور و نوای بلبلانش که…

ادامه مطلب

لبم از طعم لبان تو عسل می خواهد

لبم از طعم لبان تو عسل می خواهد دل از عهدی که به لب داشت، عمل میخواهد شعر پژمرده ی محتاج طراوت امشب موسم سبزه…

ادامه مطلب

کمی متفاوت از قدیمی ها

کمی متفاوت از قدیمی ها تو می‌روی و دلم عاجزانه می‌گرید به مثل مرغک بی آشیانه می‌گرید تو می‌روی و فقط درد می‌شود هم‌درد تنم…

ادامه مطلب

فکر بال و پر

فکر بال و پر غمت به خانه‌ی قلبم دوباره سر زده است به مثل همدم تنهای‌ام که در زده است عجب که من به کسی…

ادامه مطلب

عاشق دلگیر

عاشق دلگیر رفتی و درد گرفتست به دل جایت را شست از اندیشه من نقشه ی رویایت را نیستی زاویه های دلم از گرد و…

ادامه مطلب

شیر دختر هندوستان

شیر دختر هندوستان دستی که با سپاه بزرگی برابر است دستان تو به نعره‌ی الله اکبر  است ای خواهرم، نماد حیاء، پیکر شرف نامت به…

ادامه مطلب

روزی نگاهم نا خود آگاهی به رویت شد

روزی نگاهم نا خود آگاهی به رویت شد شغل دل بیچاره‌ی من  جستجویت شد در تنگناهایی نبودت سخت دلتنگم اندیشه در نقش قدم، راهی به…

ادامه مطلب

دنیا چه قشنگ است اگر جنگ نباشد

دنیا چه قشنگ است اگر جنگ نباشد این حسن تعامل همه نیرنگ نباشد دنیا چه قشنگ است اگر ماتم و حسرت مضمون نی و نغمۀ…

ادامه مطلب

در طنین صدای دکلمه ات، نبض من بی قرار می گردد

در طنین صدای دکلمه ات، نبض من بی قرار می گردد مثل تک بیت ناب از غزلی، در دلم ماندگار می گردد فکر و شعر…

ادامه مطلب

چند روزی است در بن بست رویاها گُمم

چند روزی است در بن بست رویاها گُمم چشم در گُل پای در گِل قلب در دریا گُمم مثل یک سرباز مظلومی که در دام…

ادامه مطلب

تخمیس بر غزل جناب استاد رمزی عزیزی

تخمیس بر غزل جناب استاد رمزی عزیزی نسیم از شوق آغوش چمن دارد وزیدن را گل از شبنم بگیرد فیض آرام آرمیدن را نگیرد عنکبوت…

ادامه مطلب

بی‌وفا

بی‌وفا پر از سکوت غم‌آلوده‌ام پر از دردم به نام دوست چه‌ها برسرم که آوردم من آنکه ترس جدا بودنش غمم می‌داد امید سبز وجودش…

ادامه مطلب

بنشین چشم دلم سیر شود بعد برو

بنشین چشم دلم سیر شود بعد برو خیر اگر اندکی تاخیر شود بعد برو با نگاه حرف دل ما به هم آمیخته اند ذوب مثل…

ادامه مطلب

ای نام روشن در دل هر کشور آزادی

ای نام روشن در دل هر کشور آزادی ای پرچم عدل و غرور سنگر آزادی ای واژه‌ی گرم کتاب و دفتر آزادی ای روح رزم…

ادامه مطلب

آنکه با روی چو مهتاب حیا را بکشد

آنکه با روی چو مهتاب حیا را بکشد بد ازآن نیم نگاهیست که ما را بکشد تیر چشمان قشنگش ز نماگاه حجاب جوهر قیمتی ی…

ادامه مطلب

الوداع یا رمضان

الوداع یا رمضان ماه رحمت بود، مهرش را به دل جا کرد و رفت اشتیاق بودنش در سینه پیدا کرد و رفت نیستم دلواپس سالی…

ادامه مطلب

از تنم رفته انرژی و توانم بی تو

از تنم رفته انرژی و توانم بی تو نوبهارم که گرفتار خزانم بی تو خوانده در بخت سراسیمه ی من لالایی آنگه میگفت به تن…

ادامه مطلب

یک عالمی غم دارم و در عشق پابندم

یک عالمی غم دارم و در عشق پابندم دنیا تعجب میکند وقتی که می خندم گرچند دارد سینه ام از غصه می سوزد کم کم…

ادامه مطلب

همسرایی با رهی معیری بزرگ

همسرایی با رهی معیری بزرگ آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختم بی تو ای آرام جان یا ساختم یا سوختم سردمهری بین که…

ادامه مطلب

نازنینم آمدم مایل به دیدن نیستی

نازنینم آمدم مایل به دیدن نیستی عاشقی اما به کار عشق با من نیستی خوب می‌دانم بد اخلاقی و من با صد دلیل دوستت دارم…

ادامه مطلب

مرغ شعر

مرغ شعر نباشی حس شادی در دل من جا نمی‌گیرد دگر بی عشق تو این زندگی معنا نمی‌گیرد من از روزی که با لبخند تو…

ادامه مطلب

لبخند

لبخند تا تبسم بر لب قندت نمایان می‌شود بغض سنگین دلم یکباره درمان می‌شود چهره دلبر ، چشم هایت دلرباتر ای رفیق ماهتاب از جلوه…

ادامه مطلب

گامی به سوی کویش، یعنی که پر کشیدن

گامی به سوی کویش، یعنی که پر کشیدن راه درازی رفتن، رنج سفر کشیدن پیمودن مسیرش با شور و عشق و مستی صد درد حس…

ادامه مطلب

غوعای در خزان

غوعای در خزان نیست دردی ظاهرا از دادن جان تلخ تر دل بریدن گاهی می‌باشد دوچندان تلخ تر فقر فرهنگی سقوط ملک را دارد نوید…

ادامه مطلب

عزیزانم زدل شیدایی عشقم

عزیزانم زدل شیدایی عشقم غریق بحر گوهر زایی عشقم همیشه شاد و شاداب و بهار از نسیم صبح جان افزایی عشقم تبسم بر لبانم چون…

ادامه مطلب

شعر دوم استقبالیه رمضان

شعر دوم استقبالیه رمضان بعد عمری انتظاری به دلم خبر رسیده که بهار اهل ایمان، مهِ‌ی معتبر رسیده رمضان دوباره با شور و نوای بلبلانش…

ادامه مطلب

روزی که حضور تو به این کلبه ام افتد

روزی که حضور تو به این کلبه ام افتد غم بر سر غم خاک شود، در قدم افتد با آمدنت خانه و کاشانه پر از…

ادامه مطلب

دلی که مهر و محبت در آن اثر نکند

دلی که مهر و محبت در آن اثر نکند به مثل شاخه ی خشکیده ی ثمر نکند به سنگ خاره نگو سخت تر که قلبی…

ادامه مطلب

در طبع زخم خورده هوای سرود نیست

در طبع زخم خورده هوای سرود نیست احساس را هر آنچه که بود و نبود نیست تا قامتت حضور اجانب رکوع کرد قرب خدا به…

ادامه مطلب

حال و هوای مسجدالاقصی ی ما خونیست

حال و هوای مسجدالاقصی ی ما خونیست از طرح شوم آمریکا و نسل صهیونیست فرزند فاروق سپهسالار ما برخیز اهداف دشمن بار دیگر بر دگرگونیست…

ادامه مطلب

تسکین

تسکین آنکه در بحران غم با من وفا داری کند درد قلبم را چو دکتر ها پرستاری کند دوست آن باشد که در عمق پریشان…

ادامه مطلب

بی‌همدرد

بی‌همدرد دنبال یک همدرد یا یک شانه می‌گردم آخر از این اندوه و غم دیوانه می‌گردم قلبم درون سینه می‌گرید به تنهائیش با اینکه من…

ادامه مطلب

بگذار غم از سهم دلم کام بگیرد

بگذار غم از سهم دلم کام بگیرد هر صبح رها سازد و هر شام بگیرد تا سینه نهانخانه ی عشق است رفیقم هر لحظه اجل…

ادامه مطلب

ای گل‌بدن بیا زود، این انتظار تاکی

ای گل‌بدن بیا زود، این انتظار تاکی چشمم براه و قلبم، در غم دچار تاکی باز آی و کلبه ام را، روشن کن از حضورت…

ادامه مطلب

آه ! خورشید ، تو می تابی و هی میگذری

آه ! خورشید ، تو می تابی و هی میگذری شاهدی بر همه اندوه و غم و در بدری میتوانی به همین عظمت خود یک…

ادامه مطلب

اگر خوشحال اگر غمگینم از توست

اگر خوشحال اگر غمگینم از توست غم و شاد دل مسکینم از توست تو می باید بخندی تا بخندم تمام تلخی و شیرینم از توست…

ادامه مطلب

از این سکوت تلخ و زمینگیر خسته ام

از این سکوت تلخ و زمینگیر خسته ام از نسل پای بسته به زنجیر خسته ام از شور بی شعوری و از شعر در شعار…

ادامه مطلب

هزار مرتبه خوشبختی گر قطار آید

هزار مرتبه خوشبختی گر قطار آید نباشی در دل شعرم غزل چه کار آید از اینکه یخ زده لبخند های احساسم شکوفه‌های چمن نیز داغدار…

ادامه مطلب

نواي سرد ميهن

نواي سرد ميهن سرود عشق در اندیشه ها پنهان نمی ماند دل بشکسته ی ما تا ابد ویران نمی ماند بخند ای هموطن با آن…

ادامه مطلب

می‌بینی در آیینه نا آگاه می‌خندی

می‌بینی در آیینه نا آگاه می‌خندی می‌بینی در آیینه‌ات یک‌ماه می‌خندی گاهی به چشمت سرمه و گاهی رژ لب‌ها می‌چرخی در گِرد خودت دل‌خواه می‌خندی…

ادامه مطلب

مرغ آمین

مرغ آمین مرغ آمین دلم شد به قفس زندانی زندگی یکسره پیچیده به سرگردانی در نگاهم که به مانند پری می تابی عقل گوید که…

ادامه مطلب

لبخند گهی بر لب ما هست ، گهی نیست

لبخند گهی بر لب ما هست ، گهی نیست با هیچکس از بود و نبودش گله ی نیست صد کشته جوان و به دو صد…

ادامه مطلب

کم کم زمام اختیارم رفت از دستم

کم کم زمام اختیارم رفت از دستم گم کرده ام خود را نمیفهمم کجا هستم هر لحظه با صد استرس در انتظار تو در لابلای…

ادامه مطلب

فصل پاییز اگر رفت بهاری آید

فصل پاییز اگر رفت بهاری آید فرض کن گرتو نباشی به چه کاری آید ؟ درد میروید از این اشک به کشت دل ما تو…

ادامه مطلب

عاشق دل‌سرد

عاشق دل‌سرد آه! می‌پرسی غمی داری به دل یا درد؟! نه! بعد تو احساس هم تنها رهایم کرد نه! سفره‌ی دل را به هرکه گسترانم…

ادامه مطلب

شعر جدید

شعر جدید تک بیت شعر، خاطره‌ی درد آور است حال و هوای هرغزل اکنون مکدر است بعد از وداع مردی که دل‌داده بود گفت: ای…

ادامه مطلب

رمضان ماه شرف ماه دعا خوش آمدی

رمضان ماه شرف ماه دعا خوش آمدی بنوازی به عبادت دل ما خوش آمدی رمضان، فرصت محدوده و محبوب خدا ای امید دل بی نای…

ادامه مطلب