مثنوی ها و تمثیلات ها – پروین اعتصامی
کوته نظر
کوته نظر شمع بگريست گه سوز و گداز کاز چه پروانه ز من بيخبر است بسوي من نگذشت، آنکه همي سوي هر برزن و کويش…
گل و خار
گل و خار در باغ، وقت صبح چنين گفت گل به خار کز خويش، هيچ نايدت اي زشت روي عار گلزار، خانه گل و ريحان…
نغمه خوشه چين
نغمه خوشه چين ز درد پاي، پيرزني ناله کرد زار کامروز، پاي مزرعه رفتن نداشتم برخوشه چينيم فلک سفله، گر گماشت عيبش مکن، که حاصل…
ياد ياران
ياد ياران اي جسم سياه موميائي کو آنهمه عجب و خودنمائي با حال سکوت و بهت، چوني در عالم انزوا چرائي آژنگ ز رخ نميکني…
احسان بي ثمر
احسان بي ثمر باريد ابر بر گل پژمرده اي و گفت کاز قطره بهر گوش تو آويزه ساختم از بهر شستن رخ پاکيزه ات ز…
اين قطعه را در تعزيت پدر بزرگوار خود سروده ام
اين قطعه را در تعزيت پدر بزرگوار خود سروده ام پدر آن تيشه که بر خاک تو زد دست اجل تيشه اي بود که شد…
پيک پيري
پيک پيري ز سري، موي سپيدي روئيد خنده ها کرد بر او موي سياه که چرا در صف ما بنشستي تو ز يک راهي و…
خاطر خشنود
خاطر خشنود بطعنه پيش سگي گفت گربه کاي مسکين قبيله تو بسي تيره روز و ناشادند ميان کوي بخسبي و استخوان خائي بداختري چو تو…
رفوي وقت
رفوي وقت گفت سوزن با رفوگر وقت شام شب شد و آخر نشد کارت تمام روز و شب، بيهوده سوزن ميزني هر دمي، صد زخم…
شاهد و شمع
شاهد و شمع شاهدي گفت بشمعي کامشب در و ديوار، مزين کردم ديشب از شوق، نخفتم يکدم دوختم جامه و بر تن کردم دو سه…
غرور نيکبختان
غرور نيکبختان ز دامي ديد گنجشگي همائي همايون طالعي، فرخنده رائي نه پايش مانده اندر حلقه دام نه يکشب در قفس بگرفته آرام نه ديده…
کنج روح
کنج روح بزندان تاريک، در بند سخت بخود گفت زندانئي تيره بخت که شب گشت و راه نظر بسته شد برويم دگر باره، در بسته…
گل و خاک
گل و خاک صبحدم، تازه گلي خودبين گفت کاز چه خاک سيهم در پهلوست خاک خنديد که منظوري هست خيره با هم ننشستيم، اي دوست…
نشان آزادگي
نشان آزادگي به سوزني ز ره شکوه گفت پيرهني ببين ز جور تو، ما را چه زخمها بتن است هميشه کار تو، سوراخ کردن دلهاست…