مثنوی فرهنگ نامه – حزین لاهیجی
خطاب زمین بوس
خطاب زمین بوس سپهر آستانا، ملک چاکرا کرم گسترا، بندگان پرورا دل افروز پاکی نهادان تویی رخ بخت را، بامدادان تویی منت، ازکمین بندگانم یکی…
حکایت
حکایت شنیدم شهنشاه گیتی گشای پیمبر نسب، ظل عدل خدای طرازندهٔ کشور کسروی فرازندهٔ چتر کیخسروی صفی سیرت مصطفی مرحمت رضا طینت و مرتضی مکرمت…
در صفت خاموشی گوید
در صفت خاموشی گوید تو را تا نباشد گرانمایه ای به از خامشی، نیست پیرایه ای نداری زبان سخن گستری چرا مستمع را، جگر می…
در صفت مردان کار فرماید
در صفت مردان کار فرماید به دیبا و اطلس فریباست، زن بود حلّهٔ تن، زره یا کفن سر مرد را نیست پروای زیست همایی به…
در منقبت سرور اولیا -علیه التحیّه و الثّنا- یعنی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع)
در منقبت سرور اولیا -علیه التحیّه و الثّنا- یعنی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع) سر شیرمردان عالم، علی کزو سرفراز است نام یلی جهان کرم،…
در نصیحت و بی وفایی دهر گوید
در نصیحت و بی وفایی دهر گوید ز افسون چرخِ دریده دهل چرا ای تهی مغز، خندی چو گل؟ فریبا نگردی به ریو و فنش…
در نعت خواجه دوسرا علیه و علی آله التحیه و الثثا
در نعت خواجه دوسرا علیه و علی آله التحیه و الثثا چرا نام مشتی گدایان بَرم؟ ستایش به درویش سلطان برم؟ نخستین خدیو دیار وجود…
در گشایش این نامهٔ نامی گوید
در گشایش این نامهٔ نامی گوید شکست استخوان، طبع اندیشه زای به دندانهٔ کلک پولاد خای که اندیشه، جادونگاری گرفت بنای سخن استواری گرفت ز…
در وصف حسن
در وصف حسن بر وبرز ، چون سرو آراسته نهالی ز گلزار جان خاسته دو ابرو کمان کش، دو زلف از کمند درافکنده آزاد دلها،…
ستایش خاقان سخن
ستایش خاقان سخن سخن گوهر لجّهٔ سرمدی ست بهین حجّت معجز احمدی ست سخن چشمهٔ زندگانی بود سخن نعمت جاودانی بود سخن را به فرق…
صفت اسب
صفت اسب خرامنده کوهی، فلک پیکری شتابنده ابری، گران لنگری به جستن، ز برق دمان گرمتر به رفتن، ز آب روان نرمتر به سوی فرازی…
صفت تیغ
صفت تیغ تناور نهنگی ست شمشیر او سر شرزه شیر است، نخجیر او قضا را به کشور بود مرزبان زبان اجل را بود ترجمان بدانسان…
صفت جنگ
صفت جنگ دل خاک شد از ستوران، ستوه غریو دلیران بدرّید کوه نمودی در آن پهن دشت بلا سنان آتش و نیستان، نیزه ها هوا…
صفت نامه
صفت نامه بفرمود دانای روشن ضمیر که فرهنگ را، نسخه بندد دبیر نگارندهٔ نامه، بگرفت کلک کشید آن گهرهای غلتان به سلک سوادش سویدای هشیار…
خطاب به پادشاه در قبول صلح و ترک ستیز و اندرزی چند از حِکم
خطاب به پادشاه در قبول صلح و ترک ستیز و اندرزی چند از حِکم چو دشمن دَرِ صلح زد، در پذیر مبادا به خصمی شود…
صفت ممالک بهشت نشان ایران عَمَّره اللّه
صفت ممالک بهشت نشان ایران عَمَّره اللّه بهشت برین است ایران زمین بسیطش سلیمان وشان را نگین بهشت برین باد جان را وطن مبادا نگین…
در توصیف دارالسلطنه اصفهان گوید
در توصیف دارالسلطنه اصفهان گوید گرامی ترین عضو انسان دل است سواد جهان را سپاهان دل است معنبر زمینش، به مینو زند اساسش، به افلاک…
فرهنگ نامه
فرهنگ نامه به نام نگارنده هست و بود فرازندهٔ این رواق کبود سر داستان، نام فرخنده ای ست که عقل از ثنایش فروماندهایست خرد در…