قصاید – امیر معزی نیشابوری
یافت از یزدان ملک سلطان به شادی هرچه خواست
یافت از یزدان ملک سلطان به شادی هرچه خواست روز شادی روز ما سلطان دین سلطان ماست بند شاهی کرد محکم راه دولت کرد پاک…
آسمان است آن یا عالم پر تصویرست
آسمان است آن یا عالم پر تصویرست نوبهارست آن یا جنت پر نخجیرست قطب مُلک است آن یا دایرهٔ گردون است رکن دین است آن…
آمد آن فصلی کز او خرم شود روی زمین
آمد آن فصلی کز او خرم شود روی زمین بوستان از فر او گردد چو فردوس برین نافههای مشک بشکافد چو عطاران هوا رزمههای حله…
آنچه کرد امسال در روم و عرب شاه جهان
آنچه کرد امسال در روم و عرب شاه جهان هیچکس هرگز نکرد از خسروان باستان کشور روم و عرب را رام کرد اندر سه ماه…
ای به عدل تو جهان یافته از جور نجات
ای به عدل تو جهان یافته از جور نجات دولت و ملک ملک را زبقای تو ثبات گر بنازند وزیران کُفات از تو سزد زانکه…
ای خداوندی که در روی زمین داور تویی
ای خداوندی که در روی زمین داور تویی رکن اسلام و معزّ دینِ پیغمبر تویی ملک را سلطان تویی و تخت را افسر تویی دهر…
ای شده ملک و دین ز کلک تو راست
ای شده ملک و دین ز کلک تو راست کلک تو کار ملک و دین آراست دل صافیت مَطلع قَدَرست کفِ کافیت مقتضای قضاست همت…
ایا ای جوهر علوی گرفته چرخ را دامن
ایا ای جوهر علوی گرفته چرخ را دامن تورا شب برفراز سر تو را سیاره پیرامن به رنگین باشهای مانی که درگردون زند چنگل به…
با من امروز آن شکر لب را زبانی دیگرست
با من امروز آن شکر لب را زبانی دیگرست وز لطافت بر زبان او نشانی دیگرست نوبرم هر روز داد از بوستان مهر خویش نوبری…
بتی که حور بهشی شود بر او مفتون
بتی که حور بهشی شود بر او مفتون عقیق او به رحیق بهشت شد معجون چو آهو است و دو زلفش به دام ماند راست…
بنگر این پیروزهگون دریای ناپیدا کنار
بنگر این پیروزهگون دریای ناپیدا کنار بر سر آورده ز قعر خویش درّ شاهوار کشتی ای زرین در او گاهی بلند و گاه پست زورقی…
پیر شد طبع جهان از گردش گردون پیر
پیر شد طبع جهان از گردش گردون پیر تیر زد بر خیل گرما لشکر سرمای تیر تا هوا سنجاب پوشید و حواصل کوهسار گلبن از…
تا شه عالم به بهروزی و پیروزی رسید
تا شه عالم به بهروزی و پیروزی رسید باغ پیروزی شکفت و صبح بهروزی دمید کرد باید سروران را در چنین روزی نشاط خورد باید…
ترکیکه دو لب شیرین چون شهد و شکر دارد
ترکیکه دو لب شیرین چون شهد و شکر دارد دو دایرهٔ مشکین بر طرف قمر دارد خط بر رخ اوگویی بر ماه زره دارد دل…
جهان را یادگارست از سلاطین
جهان را یادگارست از سلاطین شه ایران و توران ناصرالدین ملک سنجر ولیعهد ملک شاه خداوند ملوک مشرق و چین فروزان آفتابی عالم افروز که…
چو لالستان همی بینم شکفته عارض جانان
چو لالستان همی بینم شکفته عارض جانان بنفشستان همی بینم دمیده گرد لالستان بنفشه نیست آن زلفین و لاله نیست آن عارض یکی نورست در…
چونکرد پیشآهنگ را در زیر محمل ساربان
چونکرد پیشآهنگ را در زیر محمل ساربان بر پشت پیشآهنگ شد از خیمه شمع کاروان آن چون مه ناکاسته چون گلبن پیراسته همحون بهشت آراسته…
خدایگان وزیران تویی به استحقاق
خدایگان وزیران تویی به استحقاق غیاث دولت عالی تویی علی الاطلاق نظام نیست مبارکتر از تو در اسلام هُمام نیست همایونتر از تو در آفاق…
دولت موافقان تو را جاه و مال داد
دولت موافقان تو را جاه و مال داد گردون مخالفان تورا گوشمال داد اختر شناس طالع مسعود تو بدید ما را نشان فرخی ماه و…
روی آن تُرک جهان آرای ماه روشن است
روی آن تُرک جهان آرای ماه روشن است زلف او در تیره شب بر ماه روشن جوشن است تاکه او را جوشن است از تیره…
سال چون نو گشت فرزند نو آمد شاه را
سال چون نو گشت فرزند نو آمد شاه را شاه نیکو روی نیکوعهد نیکوخواه را خواست یزدان تا ز نسل شاه بنماید به خلق چون…
شاهی که عدل و جود همه روزگار اوست
شاهی که عدل و جود همه روزگار اوست تاریخ نصرت و ظفر از روزگار اوست قفل غم و کلید طرب روز بزم اوست اثبات عدل…
صبوح مرا خوش کن ای خوش پسر
صبوح مرا خوش کن ای خوش پسر به میخوارگان ده قدح تا به سر که چون سر برآرد ز کوه آفتاب قدح تا به سر…
عید باکوکبهٔ خویش درآمد به جهان
عید باکوکبهٔ خویش درآمد به جهان وز جهان با سپه خویش برون شد رمضان نوبت باده و چنگ طربانگیز رسید نوبت شربت و طبل سَحَر…
کس ندید و کس نخواهد دید تا محشر دگر
کس ندید و کس نخواهد دید تا محشر دگر چون ملکشاه محمد پادشاه دادگر سایهٔ یزدان جلال دولت و صدر ملوک خسرو کیهان جلال ملت…
گوهری گویا کزو شد دیده پرگوهر مرا
گوهری گویا کزو شد دیده پرگوهر مرا کرد مشکین چنبر او پشت چون چنبر مرا عشق او سیمین و زرّین کرد روی و موی من…
معزِّ ِ دین ِ یزدان است سلطان
معزِّ ِ دین ِ یزدان است سلطان عزیز از نام او شد دین یزدان شهنشاهی مبارک چون سکندر جهانداری همایون چون سلیمان نگه کن دولت…
نوبهار و آفتابی ای مبارک پادشاه
نوبهار و آفتابی ای مبارک پادشاه نوبهار ملک و دین و آفتاب تخت و گاه جز تو در عالم ندیدم نوبهاری با قبا جز تو…
هست گویی به حکم بار خدای
هست گویی به حکم بار خدای آفتاب اندر این خجسته سرای آفتابی که دید در گیتی بر نهاده کلاه و بسته قبای سایهٔ ایزدست شاه…
یک امشب زبهر من ای ساربان
یک امشب زبهر من ای ساربان زدروازه بیرون مَبَر کاروان درنگی بکن تا من از جان و دل ز جانان و دلبر بپرسم نشان که…
آسمان بی مدار است این حصار استوار
آسمان بی مدار است این حصار استوار آفتاب بیزوال است این مبارک شهریار بر همه عالم همی تابد به تایید خدای آفتاب بی زوال و…
آمد آن ماه دو هفته با قبای هفت رنگ
آمد آن ماه دو هفته با قبای هفت رنگ زلف پربند و شکنج و چشم پرنیرنگ و رنگ لؤلؤ اندر لاله پنهان داشت چون رویم…
آنچه من بر چهره دارم یار دارد در میان
آنچه من بر چهره دارم یار دارد در میان وآنچه من در دیده دارم دوست دارد در دهان چهرهٔ من با میانش گشت پنداری قرین…
ای به ملک و دولت و شاهی سزای آفرین
ای به ملک و دولت و شاهی سزای آفرین وز هنرهای تو خشنود ایزد جانآفرین گر چه هستند آسمان را اختران نوربخش رشک باشد بر…
ای دلبری که زلف تو دام است و چنبرست
ای دلبری که زلف تو دام است و چنبرست دامیّ و چنبری که همه مشک و عنبرست رخسار توگُل است و بناگوش تو سمن گل…
ای شاه همه عالم و فخرگهر خویش
ای شاه همه عالم و فخرگهر خویش وی در همه آفاق نموده اثر خویش از چین و ختا تا به فلسطین که رسانید جز تو…
ایا تن تو همه ساله پیش روح فدی
ایا تن تو همه ساله پیش روح فدی به سوی مادرت از آسمان رسیده ندی چرا چو برهمنان خویشتن همی سوزی اگر توراست جهودانه طیلسان…
این مهرگان فرخ و جشن بزرگوار
این مهرگان فرخ و جشن بزرگوار فرخنده باد و میمون بر شاه روزگار سلطان کامکار ملکشاه دادگر آن دادگر که نیست چنو هیچ کامکار پیروز…
بر فتح همی دور کند گنبد دوار
بر فتح همی دور کند گنبد دوار بر سعد همی سیرکند کوکب سیار وین را اثر آن است که بر لشکرِ غزنین گشتند مظفر سپه…
به فال فرخ و روز مبارک از بغداد
به فال فرخ و روز مبارک از بغداد شه ملوک سوی دارملک روی نهاد ز رای و همت عالی به مدت شش ماه هزار سیرت…
پیش از این بار خدایان و بزرگان عجم
پیش از این بار خدایان و بزرگان عجم گر همی بنده خریدند به دینار و درم اندرین دولت صدری به وزارت بنشست که همه ساله…
تا دین مصطفی است تو هستی قوام او
تا دین مصطفی است تو هستی قوام او تا ملک پادشاست تو هستی نظام او هرکس که او امام جهان است در علوم چون بنگرم…
تکاوری که قویتر ز رخش رستم زال
تکاوری که قویتر ز رخش رستم زال به حمله همچو هژبر و به پویه همچو غزال به گاه حمله به چرخ اندر افکند آشوب به…
جهان و هرچه در اوست آشکار و نهان
جهان و هرچه در اوست آشکار و نهان مسلم است به عدل وزیر شاه جهان جوان و پیر همی مدح و شکر او گویند که…
چون برآرم به زبان نام خداوند جهان
چون برآرم به زبان نام خداوند جهان تن من جمله شود گوش و دلم جمله زبان هرچه در دهر زبان است مرا بایستی تا ثنا…
چیست آن رخشنده و پاک و زدوده گوهری
چیست آن رخشنده و پاک و زدوده گوهری فتنهٔ هر دشمنی و شحنهٔ هر لشکری گوهری کاندر صفت مانند آبی روشن است یا به هنگام…
خطّ است گرد عارض آن ماه دلستان
خطّ است گرد عارض آن ماه دلستان یا سنبل است ریخته بر طرف گلستان یا عنبرست حلّ شده بربرگ نسترن یا مورچه است صفزده برگرد…
دوش رفتم به خیمهٔ جانان
دوش رفتم به خیمهٔ جانان تازه کردم به بوی جانان، جان آفتاب است زیر شب گفتی زیر زلف اندرون رخ جانان گر به روز آفتاب…
رسد هر ساعت از دولت نشانی
رسد هر ساعت از دولت نشانی پیام آید زگردون هر زمانی که چون سلطان معزالدین ملکشاه نباشد در جهان صاحب قِرانی امیری شهرگیری شهر بندی…
زلف سیه تو ای بت دلبر
زلف سیه تو ای بت دلبر هرگاه بود به صورتی دیگر گه چون زر هست و گاه چون چوگان گه چون سپر است و گاه…