به کوی دل فرورفتم زمانی

به کوی دل فرورفتم زمانی همی‌جستم ز حال دل نشانی که تا چون است احوال دل من که از وی در فغان دیدم جهانی ز…

ادامه مطلب

ای جان و جهان چه می‌گریزی

ای جان و جهان چه می‌گریزی وی فخر شهان چه می‌گریزی ما را به چه کار می‌فرستی پنهان پنهان چه می‌گریزی چون تیر روی و…

ادامه مطلب

به خدا کز غم عشقت نگریزم نگریزم

به خدا کز غم عشقت نگریزم نگریزم وگر از من طلبی جان نستیزم نستیزم قدحی دارم بر کف به خدا تا تو نیایی هله تا…

ادامه مطلب

به جان عشق که از بهر عشق دانه و دام

به جان عشق که از بهر عشق دانه و دام که عزم صد سفرستم ز روم تا سوی شام نمی‌خورم به حلال و حرام من…

ادامه مطلب

به بخت و طالع ما ای افندی

به بخت و طالع ما ای افندی سفر کردی از این جا ای افندی چراغم مرد و دودم رفت بالا دو چشمم ماند بالا ای…

ادامه مطلب

بگویم خفیه تا خواجه نرنجد

بگویم خفیه تا خواجه نرنجد که آن دلبر همی در بر نگنجد ز مستی من ترازو را شکستم ترازو کان گوهر را نسنجد بتان را…

ادامه مطلب

بگرد فتنه می‌گردی دگربار

بگرد فتنه می‌گردی دگربار لب بامست و مستی هوش می‌دار کجا گردم دگر کو جای دیگر که ما فی الدار غیر الله دیار نگردد نقش…

ادامه مطلب

بشنو از بوالهوسان قصه میر عسسان

بشنو از بوالهوسان قصه میر عسسان رندی از حلقه ما گشت در این کوی نهان مدتی هست که ما در طلبش سوخته‌ایم شب و روز…

ادامه مطلب

برو ای عشق که تا شحنه خوبان شده‌ای

برو ای عشق که تا شحنه خوبان شده‌ای توبه و توبه کنان را همه گردن زده‌ای کی شود با تو معول که چنین صاعقه‌ای کی…

ادامه مطلب

برخیز که ساقی اندرآمد

برخیز که ساقی اندرآمد وان جان هزار دلبر آمد آمد می ناب وز پی نقل بادام و نبات و شکر آمد آن جان و جهان…

ادامه مطلب

برآ بر بام ای عارف بکن هر نیم شب زاری

برآ بر بام ای عارف بکن هر نیم شب زاری کبوترهای دل‌ها را تویی شاهین اشکاری بود جان‌های پابسته شوند از بند تن رسته بود…

ادامه مطلب

بدید این دل درون دل بهاری

بدید این دل درون دل بهاری سحرگه دید طرفه مرغزاری در او آرامگاه جان عاشق در او بوس و کنار بی‌کناری که فردوسش غلام آن…

ادامه مطلب

بجوشید بجوشید که ما اهل شعاریم

بجوشید بجوشید که ما اهل شعاریم بجز عشق بجز عشق دگر کار نداریم در این خاک در این خاک در این مزرعه پاک بجز مهر…

ادامه مطلب

ببردی دلم را بدادی به زاغان

ببردی دلم را بدادی به زاغان گرفتم گروگان خیالت به تاوان درآیی درآیم بگیری بگیرم بگویی بگویم علامات مستان نشاید نشاید ستم کرد با من…

ادامه مطلب

بازشکستند خلق سلسله یا مسلمین

بازشکستند خلق سلسله یا مسلمین باز درافکند عشق غلغله یا مسلمین دشمن جان‌های ماست دوستی دوستان مادر فتنه شده‌ست حامله یا مسلمین آفت عالم شده‌ست…

ادامه مطلب

باز شد در عاشقی بابی دگر

باز شد در عاشقی بابی دگر بر جمال یوسفی تابی دگر مژده بیداران راه عشق را آنک دیدم دوش من خوابی دگر ساخته شد از…

ادامه مطلب

باز آفتاب دولت بر آسمان برآمد

باز آفتاب دولت بر آسمان برآمد باز آرزوی جان‌ها از راه جان درآمد باز از رضای رضوان درهای خلد وا شد هر روح تا به…

ادامه مطلب

بادا مبارک در جهان سور و عروسی‌های ما

بادا مبارک در جهان سور و عروسی‌های ما سور و عروسی را خدا ببرید بر بالای ما زهره قرین شد با قمر طوطی قرین شد…

ادامه مطلب

با رخ چون مشعله بر در ما کیست آن

با رخ چون مشعله بر در ما کیست آن هر طرفی موج خون نیم شبان چیست آن در کفن خویشتن رقص کنان مردگان نفخه صور…

ادامه مطلب

آینه چینی تو را با زنگی اعشی چه کار

آینه چینی تو را با زنگی اعشی چه کار کر مادرزاد را با ناله سرنا چه کار هر مخنث از کجا و ناز معشوق از…

ادامه مطلب

این طریق دارهم یا سندی و سیدی

این طریق دارهم یا سندی و سیدی اهد الی وصالهم، ذبت من‌التباعد ای که به قصد نیمشب بسته نقاب آمدی آن همه حسن و نیکوی…

ادامه مطلب

ایا هوای تو در جان‌ها سلام علیک

ایا هوای تو در جان‌ها سلام علیک غلام می‌خری ارزان بها سلام علیک ایا کسی که هزاران هزار جان و روان همی‌کشند ز هر سو…

ادامه مطلب

ای یار ما دلدار ما ای عالم اسرار ما

ای یار ما دلدار ما ای عالم اسرار ما ای یوسف دیدار ما ای رونق بازار ما نک بر دم امسال ما خوش عاشق آمد…

ادامه مطلب

ای نوش کرده نیش را بی‌خویش کن باخویش را

ای نوش کرده نیش را بی‌خویش کن باخویش را باخویش کن بی‌خویش را چیزی بده درویش را تشریف ده عشاق را پرنور کن آفاق را…

ادامه مطلب

ای مطرب جان چو دف به دست آمد

ای مطرب جان چو دف به دست آمد این پرده بزن که یار مست آمد چون چهره نمود آن بت زیبا ماه از سوی چرخ…

ادامه مطلب

ای گشته ز تو خندان بستان و گل رعنا

ای گشته ز تو خندان بستان و گل رعنا پیوسته چنین بادا چون شیر و شکر با ما ای چرخ تو را بنده وی خلق…

ادامه مطلب

ای که به لطف و دلبری از دو جهان زیاده‌ای

ای که به لطف و دلبری از دو جهان زیاده‌ای ای که چو آفتاب و مه دست کرم گشاده‌ای صبح که آفتاب خود سر نزده‌ست…

ادامه مطلب

ای غایب از این محضر از مات سلام الله

ای غایب از این محضر از مات سلام الله وی از همه حاضرتر از مات سلام الله ای نور پسندیده وی سرمه هر دیده احسنت…

ادامه مطلب

ای طبل رحیل از طرف چرخ شنیده

ای طبل رحیل از طرف چرخ شنیده وی رخت از این جای بدان جای کشیده ای نرگس چشم و رخ چون لاله کجایی از گور…

ادامه مطلب

ای سوخته یوسف در آتش یعقوبی

ای سوخته یوسف در آتش یعقوبی گه بیت و غزل گویی گه پای عمل کوبی گه دور بگردانی گاهی شکر افشانی گه غوطه خوری عریان…

ادامه مطلب

ای زیان و ای زیان و ای زیان

ای زیان و ای زیان و ای زیان هوشیاری در میان مستیان گر بیاید هوشیاری راه نیست ور بیاید مست گیر اندرکشان گر خماری باده…

ادامه مطلب

ای رخت فکنده تو بر اومید و حذر بر

ای رخت فکنده تو بر اومید و حذر بر آخر نظری کن به نظربخش فکر بر ای طالب و ای عاشق بنگر به طلب بخش…

ادامه مطلب

ای دم به دم مصور جان از درون تن

ای دم به دم مصور جان از درون تن نزدیکتر ز فکرت این نکته‌ها به من ز آینده و گذشته چرا یاد می‌کنم که لذت…

ادامه مطلب

ای دل چو نمی‌گردد در شرح زبان من

ای دل چو نمی‌گردد در شرح زبان من وان حرف نمی‌گنجد در صحن بیان من می گردد تن در کد بر جای زبان خود در…

ادامه مطلب

ای درآورده جهانی را ز پای

ای درآورده جهانی را ز پای بانگ نای و بانگ نای و بانگ نای چیست نی آن یار شیرین بوسه را بوسه جای و بوسه…

ادامه مطلب

ای خواجه تو چه مرغی نامت چه چرا شایی

ای خواجه تو چه مرغی نامت چه چرا شایی نی پری و نی چری ای مرغک حلوایی مانند شترمرغی گویند بپر گویی من اشترم و…

ادامه مطلب

ای چرخ عیب جویم وی سقف پرستیزم

ای چرخ عیب جویم وی سقف پرستیزم تا کی به گوشه گوشه از مکر تو گریزم ای چرخ همچو زنگی خون خواره خلایق من ابر…

ادامه مطلب

اتاک الصوم فی حلل السعود

اتاک الصوم فی حلل السعود فدم واسلم علی رغم الحسود وصم وافطر و عید فی نعیم لک العمر المؤبد بالخلود فلا زالت تزف لک التهانی…

ادامه مطلب

ای تو بداده در سحر از کف خویش باده‌ام

ای تو بداده در سحر از کف خویش باده‌ام ناز رها کن ای صنم راست بگو که داده‌ام گر چه برفتی از برم آن بنرفت…

ادامه مطلب

ای بگرفته از وفا گوشه کران چرا چرا

ای بگرفته از وفا گوشه کران چرا چرا بر من خسته کرده‌ای روی گران چرا چرا بر دل من که جای تست کارگه وفای تست…

ادامه مطلب

ای باغ همی‌دانی کز باد کی رقصانی

ای باغ همی‌دانی کز باد کی رقصانی آبستن میوه ستی سرمست گلستانی این روح چرا داری گر ز آنک تو این جسمی وین نقش چرا…

ادامه مطلب

ای آن که مر مرا تو به از جان و دیده‌ای

ای آن که مر مرا تو به از جان و دیده‌ای در جان من هر آنچ ندیدم تو دیده‌ای بگزیده‌ام ز هجر تو تابوت آتشین…

ادامه مطلب

آوخ آوخ چو من وفاداری

آوخ آوخ چو من وفاداری در تمنای چون تو خون خواری آوخ آوخ طبیب خون ریزی بر سر زار زار بیماری آن جفاها که کرده‌ای…

ادامه مطلب

آنک عکس رخ او راه ثریا بزند

آنک عکس رخ او راه ثریا بزند گر ره قافله عقل زند تا بزند آنک نقل و می او در ره صوفی نقدست رسدش گر…

ادامه مطلب

اندر مصاف ما را در پیش رو سپر نی

اندر مصاف ما را در پیش رو سپر نی و اندر سماع ما را از نای و دف خبر نی ما خود فنای عشقش ما…

ادامه مطلب

آن یوسف خوش عذار آمد

آن یوسف خوش عذار آمد وان عیسی روزگار آمد وان سنجق صد هزار نصرت بر موکب نوبهار آمد ای کار تو مرده زنده کردن برخیز…

ادامه مطلب

آن که مه غاشیه زین چو غلامان کشدش

آن که مه غاشیه زین چو غلامان کشدش بوک این همت ما جانب بستان کشدش گر چه جان را نبود قوت این گستاخی آنک جان…

ادامه مطلب

آن شکرپاسخ نباتم می‌دهد

آن شکرپاسخ نباتم می‌دهد و آنک کشتستم حیاتم می‌دهد آن که در دریای خونم غرقه کرد یونس وقتم نجاتم می‌دهد در صفات او صفاتم نیست…

ادامه مطلب

آن دل که گم شده‌ست هم از جان خویش جوی

آن دل که گم شده‌ست هم از جان خویش جوی آرام جان خویش ز جانان خویش جوی اندر شکر نیابی ذوق نبات غیب آن ذوق…

ادامه مطلب

امسی و اصبح بالجوی اتعذب

امسی و اصبح بالجوی اتعذب قلبی علی نار الهوی یتقلب ان کنت تهجرنی تهذبنی به انت النهی و بلاک لا اتهذب ما بال قلبک قد…

ادامه مطلب