دوش پیری یافتم در گوشهٔ میخانه‌ئی

دوش پیری یافتم در گوشهٔ میخانه‌ئی در کشیده از شراب نیستی پیمانه‌ئی گفت درمستان لایعقل بچشم عقل بین ور خرد داری مکن انکار هر دیوانه‌ئی…

ادامه مطلب

دلبرا خورشیدتابان ذره‌ئی از روی تست

دلبرا خورشیدتابان ذره‌ئی از روی تست اهل دلرا قبله محراب خم ابروی تست تا شبیخون برد هندوی خطت بر نیمروز شاه هفت اقلیم گردون بندهٔ…

ادامه مطلب

دردا که یار در غم و دردم بماند و رفت

دردا که یار در غم و دردم بماند و رفت ما را چون دود بر سر آتش نشاند و رفت مخمور بادهٔ طرب انگیز شوق…

ادامه مطلب

دامن گل نبرد هر که ز خار اندیشد

دامن گل نبرد هر که ز خار اندیشد مهره حاصل نکند هر که ز مار اندیشد در نیارد بکف آنکس که ز دریا ترسد نخورد…

ادامه مطلب

خورشید را ز مشک زره پوش کرده‌اند

خورشید را ز مشک زره پوش کرده‌اند وانگه بهانه زلف و بنا گوش کرده‌اند از پردلی دو هندوی کافر نژادشان با آفتاب دست در آغوش…

ادامه مطلب

خدا را از سر زاری بگوئید

خدا را از سر زاری بگوئید که آخر ترک بیزاری بگوئید چو زور و زر ندارم حال زارم به مسکین حالی و زاری بگوئید غریبی…

ادامه مطلب

چون نداری جان معنی معنی جانرا چه دانی

چون نداری جان معنی معنی جانرا چه دانی چون ندیدی کان گوهر گوهر کانرا چه دانی هر که او گوهر شناسد قیمت جوهر شناسد گوهر…

ادامه مطلب

چو هیچگونه ندارم بحضرت تو مجال

چو هیچگونه ندارم بحضرت تو مجال شوم مقیم درت بالغدو و الاصال شگفت نیست اگر صید گشت مرغ دلم که در هوای تو سیمرغ بفکند…

ادامه مطلب

چو جام لعل تو نوشم کجا بماند هوش

چو جام لعل تو نوشم کجا بماند هوش چو مست چشم تو گردم مرا که دارد گوش منم غلام تو ور زانکه از من آزادی…

ادامه مطلب

چشمت دل پر ز تاب خواهد

چشمت دل پر ز تاب خواهد مستست از آن کباب خواهد کام دل من بجز لبت نیست سرمست شراب ناب خواهد از من همه رنگ…

ادامه مطلب

تو آن ماه زهره جبینی و آن سرو لاله عذاری

تو آن ماه زهره جبینی و آن سرو لاله عذاری که بر لاله غالیه سائی و از طره غالیه باری عقیقست یا لب شیرین عذارست…

ادامه مطلب

ترک من ترک من گرفت و خطا کرد

ترک من ترک من گرفت و خطا کرد جامهٔ صبر من برفت و قبا کرد همچو زلف سیاه سرکش هندو بر سر آتشم فکند و…

ادامه مطلب

تبت یا ذا الجلال و الا کرام

تبت یا ذا الجلال و الا کرام من جمیع الذنوب و اثام ای صفاتت برون ز چون و چرا ذات پاکت بری ز کو و…

ادامه مطلب

پرواز کن ای مرغ و بگلزار فرود آی

پرواز کن ای مرغ و بگلزار فرود آی ور اهل دلی بر در دلدار فرود آی ور می‌طلبی خون دل خستهٔ فرهاد چون کبک هوا…

ادامه مطلب

بوقت صبح می روشن آفتاب منست

بوقت صبح می روشن آفتاب منست بتیره شب در میخانه جای خواب منست اگر شراب نباشد چه غم که وقت صبوح دو چشم اشک فشان…

ادامه مطلب

به بزمگاه صبوحی کنون بمجلس خاص

به بزمگاه صبوحی کنون بمجلس خاص حیات بخش بود جام می بحکم خواص ز شوق مجلس مستان نگر ببزم افق که زهره نغمه سرایست و…

ادامه مطلب

بستیم دل در آن سر زلف دراز باز

بستیم دل در آن سر زلف دراز باز گشتیم صید آن صنم دلنواز باز مرغی که بود بلبل بستانسرای شوق همچون تذرو گشت گرفتار باز…

ادامه مطلب

برافکن سایبان ظلمت از نور

برافکن سایبان ظلمت از نور که باد از روی خوبت چشم بد دور رخت در چشم ما نورست در چشم نظر بر طلعتت نور علی…

ادامه مطلب

باغ و صحرا با سهی سروان نسرین برخوشست

باغ و صحرا با سهی سروان نسرین برخوشست خلوت ومهتاب باخوبان مه پیکر خوشست غنچه چون زر دارد ار خوش دل بود عیبش مکن راستی…

ادامه مطلب

اینجا نماز زنده‌دلان جز نیاز نیست

اینجا نماز زنده‌دلان جز نیاز نیست وآنرا که در نیاز نبینی نماز نیست مشتاق را بقطع منازل چه حاجتست کاین ره بپای اهل طریقت دراز…

ادامه مطلب

ایکه گوئی کز چه رو سر گشته می‌کردی چو گوی

ایکه گوئی کز چه رو سر گشته می‌کردی چو گوی گوی را منکر نشاید گشت با چوگان بگوی قامتم شد چون کمند زلف مهرویان دو…

ادامه مطلب

ای می لعل تو کام رندان

ای می لعل تو کام رندان جعد تو زنجیر پای بندان کفر تو ایمان پاک دینان درد تو درمان دردمندان لعل تو در خون باده…

ادامه مطلب

ای لاله برگ خویش نظرت گلستان چشم

ای لاله برگ خویش نظرت گلستان چشم یاقوت آبدار تو قوت روان چشم خیل خیال خال تو بیند بعینه و در هر طرف که روی…

ادامه مطلب

ای صبا احوال دل با آن صنم تقریر کن

ای صبا احوال دل با آن صنم تقریر کن حال این درویش با آن محتشم تقریر کن ماجرای اشک گرمم یک بیک با او بگو…

ادامه مطلب

ای ز چشمت رفته خواب از چشم خواب

ای ز چشمت رفته خواب از چشم خواب وآب رویت برده آب از روی آب از شکنج زلف و مهر طلعتت تاب بر خورشید و…

ادامه مطلب

ای دل اگر دیو نئی ملک سلیمان چکنی

ای دل اگر دیو نئی ملک سلیمان چکنی با رخ آن جان جهان آرزوی جان چکنی آن گل رخسار نگر نام گلستان چه بری وان…

ادامه مطلب

ای چیده سنبل تر در باغ دسته بسته

ای چیده سنبل تر در باغ دسته بسته و افکنده شاخ ریحان بر لاله دسته دسته ریحان مشک بیزت آب بنفشه برده یاقوت قند ریزت…

ادامه مطلب

ای بناوک زده چشم تو یک اندازانرا

ای بناوک زده چشم تو یک اندازانرا کشته افعی تو در حلقه فسون سازانرا جان ز دست تو ندانم به چه بازی ببرم پشه آن…

ادامه مطلب

آنکه هرگز نظری با من شیدا نکند

آنکه هرگز نظری با من شیدا نکند نتواند که مرا بی سر و بی پا نکند دوش می‌گفت که من با تو وفا خواهم کرد…

ادامه مطلب

آن زمان کز من دلسوخته آثار نبود

آن زمان کز من دلسوخته آثار نبود بجز از ورزش عشق تو مرا کار نبود کوس بدنامی ما بر سر بازار زدند گر چه بی…

ادامه مطلب

اگر در جلوه میری سمند باد جولانرا

اگر در جلوه میری سمند باد جولانرا بفرما تا فرو روبم به مژگان خاک میدانرا مکن عیب تهی دستان که در بازار سرمستان گدا باشد…

ادامه مطلب

از صومعه پیری بخرابات درآمد

از صومعه پیری بخرابات درآمد با باده پرستان بمناجات درآمد تجدید وضو کرد بجام می و سرمست در دیر مغان رفت و بطاعات درآمد هر…

ادامه مطلب