یار را چون هوس صحبت درویشانست

یار را چون هوس صحبت درویشانست گر قدم رنجه کند دولت درویشانست جگر پاره و داغ دل خونابه چکان لاله ی عیش و گل عشرت…

ادامه مطلب

هرگز نظر به کام نیالوده‌ایم ما

هرگز نظر به کام نیالوده‌ایم ما فارغ نشین حسود که آسوده‌ایم ما زخم دل شکسته به الماس بسته‌ایم بر داغ‌های سینه نمک سوده‌ایم ما آب…

ادامه مطلب

هر دل که گرم از آتش پنهان من شود

هر دل که گرم از آتش پنهان من شود گر کافر فرنگ بود بت شکن شود از دل که بگسلم گره ی غم ز تیر…

ادامه مطلب

نشد جز درد و داغ عشق حاصل در سفر ما را

نشد جز درد و داغ عشق حاصل در سفر ما را که از هر شهر و یاری ماند داغی در جگر ما را اگر چه…

ادامه مطلب

مه من چند یار ارجمندان می توان بودن

مه من چند یار ارجمندان می توان بودن دمی هم بر مراد دردمندان می توان بودن بروی بلبلی گر بشکفد گل می کند کاری چه…

ادامه مطلب

مستم اگر باده نیست لعل لب یار هست

مستم اگر باده نیست لعل لب یار هست گو می تلخم مباش شربت دیدار هست ساقی ما بی‌طلب گر ندهد جرعه‌ای تشنه‌لبان را کجا قوت…

ادامه مطلب

مدام از کشت امیدم خس و خاشاک می‌روید

مدام از کشت امیدم خس و خاشاک می‌روید عجب گر بر مراد من گلی از خاک می‌روید چو من بی‌بهره‌ام از عشرت دنیا چه سودم…

ادامه مطلب

ما گرفتاریم بر ما ناوک بیداد ریز

ما گرفتاریم بر ما ناوک بیداد ریز سوسن و گل در کنار مردم آزاد ریز قطره ی خونابه ام در آتش گلخن فگن پاره ی…

ادامه مطلب

گه به لطفم می‌نوازد گه به نازم می‌کشد

گه به لطفم می‌نوازد گه به نازم می‌کشد زنده می‌سازد مرا آن شوخ و بازم می‌کشد نازنین من کجایی وه که در راه امید دیدهٔ…

ادامه مطلب

گردم بهوا رفت چه گلگون فرسست این

گردم بهوا رفت چه گلگون فرسست این خون می کند و می رود آیا چه کسست این بر دیده ی ما منتظران رخش مکن گرم…

ادامه مطلب

که برفروخت بمی چهره آفتاب مرا

که برفروخت بمی چهره آفتاب مرا که ساخت تیز بر آتش دل کباب مرا شبی که مست بکاشانه ام فرود آید فرشته رشک برد مجلس…

ادامه مطلب

عمریست کز سر ما میل مراد رفته

عمریست کز سر ما میل مراد رفته شادی و کامرانی ما را زیاد رفته از برق نا امیدی آتش بجان فتاده وز آه نا مرادی…

ادامه مطلب

شود صد سوز پنهان هر دم از داغ دلم روشن

شود صد سوز پنهان هر دم از داغ دلم روشن که داغ بود آیینهٔ گیتی‌نمای من روم در دشت و چون مجنون نهم سر در…

ادامه مطلب

شب چون روم ز منزل آن ماه خرگهی

شب چون روم ز منزل آن ماه خرگهی از دیده سیل اشک نهد رو بهمرهی چندانکه رفتم از پی گرد سمند او روزی نشد که…

ادامه مطلب

ستمگران غم اهل نظر نمی دانند

ستمگران غم اهل نظر نمی دانند جراحت دل و داغ جگر نمی دانند دو اسبه رو به هم آورده در بساط غرور ستاره بازی گردون…

ادامه مطلب

ز می برآمده، آن رنگ آل تا چکند

ز می برآمده، آن رنگ آل تا چکند حضور عیش و غرور جمال تا چکند گره فگنده بر ابرو و کج نهاده کلاه هزار عربده…

ادامه مطلب

رمید از خواب چشمان عتاب آلوده بینیدش

رمید از خواب چشمان عتاب آلوده بینیدش بخونم تشنه لبهای شراب آلوده بینیدش برامد خواب کرده از چمن تا جان دهد عاشق نشان برگ گل…

ادامه مطلب

دوش از طرف گلستان مست و غلتان آمدی

دوش از طرف گلستان مست و غلتان آمدی گرچه ما را کشتی اما خوشتر از جان آمدی با که می خوردی که بیخود گشتم از…

ادامه مطلب

دلم بی آن شکر لب ترک عیش خویشتن گیرد

دلم بی آن شکر لب ترک عیش خویشتن گیرد نه گل را بو کند نه ساغر می در دهن گیرد من از خون خوردن شبهای…

ادامه مطلب

دست اجلم بر دل ماتمزده ره بست

دست اجلم بر دل ماتمزده ره بست عود دلم از دود جگر تار سیه بست منشور سرافرازی و گردنکشی او تعویذ دل ماست که بر…

ادامه مطلب

خیز و چراغ صبح کن ماه تمام خویش را

خیز و چراغ صبح کن ماه تمام خویش را ساغر آفتاب ده تشنه ی جام خویش را خال نهاده پیش لب زلف کشیده گرد رخ…

ادامه مطلب

خوبان دل غمناک ندانند چه حاصل

خوبان دل غمناک ندانند چه حاصل درد جگر چاک ندانند چه حاصل چند اینهمه از دور نگه کردن و مردن قدر نظر پاک ندانند چه…

ادامه مطلب

خرم شبی که گردد معشوق یار عاشق

خرم شبی که گردد معشوق یار عاشق مست آید و گذارد سر در کنار عاشق ناز و عتاب شیرین از حد گذشت ترسم زاندم که…

ادامه مطلب

چه باشد عاشقی خود را به غم‌ها مبتلا کردن

چه باشد عاشقی خود را به غم‌ها مبتلا کردن به صد خون جگر بیگانه‌ای را آشنا کردن چه حاصل زین همه افسانهٔ مهر و وفا…

ادامه مطلب

چشمت ز حال ما چو نظر باز می گرفت

چشمت ز حال ما چو نظر باز می گرفت این شیوه کاشکی هم از آغاز می گرفت دل از بهانه ی تو زبون شد، چنین…

ادامه مطلب

تو گر زارم کشی غمخوار جان من که خواهد شد

تو گر زارم کشی غمخوار جان من که خواهد شد که خواهد خواست خونم، مهربان من که خواهد شد مگر خواب اجل گیرد شب هجر…

ادامه مطلب

تا رخت را سبزه در گلبرگ تر پنهان بود

تا رخت را سبزه در گلبرگ تر پنهان بود از تماشا سیر نتوان شد مگر پنهان بود باز وقت آمد که هر کس با حریف…

ادامه مطلب

بیتو شامی که چراغ طرب افروخته ام

بیتو شامی که چراغ طرب افروخته ام یاد از شمع رخت کرده ام و سوخته ام چاک خواهد شدن آخر دل من همچو انار زین…

ادامه مطلب

به ترانهٔ ندیمان نتوان ربود ما را

به ترانهٔ ندیمان نتوان ربود ما را چو بود غم تو در دل ز طرب چه سود ما را بنما رخ و هماندان که نماند…

ادامه مطلب

بر صید زخم خورده دویدن چه فایده

بر صید زخم خورده دویدن چه فایده بسمل شدیم تیغ کشیدن چه فایده ما را اگر چه می کشی و زنده می کنی لب از…

ادامه مطلب

باز آن رخ شکفته عرقناک بهر چیست

باز آن رخ شکفته عرقناک بهر چیست وان زلف تاب داده بپیچاک بهر چیست مگذار زنده هر که نخواهی، ترا چه غم چشم سیاه و…

ادامه مطلب

ای مست ناز از دل ما بیخبر مشو

ای مست ناز از دل ما بیخبر مشو نا آزموده منکر اهل نظر مشو ساغر ز دست خود بکف بیغمان منه در قصد جان عاشق…

ادامه مطلب

ای چشم ترا جانب هر ذره نگاهی

ای چشم ترا جانب هر ذره نگاهی وی در دل هر ذره ز مژگان تو راهی هر چند که گریان ترم از ابر بهاری در…

ادامه مطلب

آنی که از تو حرف جفا می توان شنید

آنی که از تو حرف جفا می توان شنید دردت کشم که نام دوا می توان شنید قدت بلند باد که بر نخل حسن تست…

ادامه مطلب

امروز اگر می بمن آن لب نرساند

امروز اگر می بمن آن لب نرساند پیداست که مخمور تو تا شب نرساند نظاره ی جولان توام کی برد از هوش گر این طرفت…

ادامه مطلب

از عمر بسی نماند ما را

از عمر بسی نماند ما را بیش از نفسی نماند ما را هر سود و زیان که بود دیدیم دیگر هوسی نماند ما را ماییم…

ادامه مطلب

یا مرا کامی ده از لعل شراب‌آلود خویش

یا مرا کامی ده از لعل شراب‌آلود خویش یا هلاکم کن به زهر چشم خواب‌آلود خویش خندهٔ شیرین لبالب ساز با دشنام تلخ از گدایان…

ادامه مطلب

هرگز به ازین پسر نبودست

هرگز به ازین پسر نبودست نازکتر ازین بشر نبودست از عمر چه کام دیده باشد دستی که در آن کمر نبودست بس وحشی و شرم…

ادامه مطلب

هر دم آرایش آن عارض چون گل کشدم

هر دم آرایش آن عارض چون گل کشدم گه در گوش گهی رشته ی کاکل کشدم از تجمل نکند بر من درویش نگاه آه از…

ادامه مطلب

نسوزیم که گل این چراغ می ماند

نسوزیم که گل این چراغ می ماند غبار می رود از پیش و داغ می ماند چو از قبای خودم نکهتی نمی بخشی مگو که…

ادامه مطلب

منمای سوار گردی به عنان تو روانه

منمای سوار گردی به عنان تو روانه نروم ز پیش راهت به جفای تازیانه در خرگهت ندانم ز چه گشته ارغوانی مگر آنکه دادخواهی زده…

ادامه مطلب

مستانه برون تاخته‌ای توسن کین را

مستانه برون تاخته‌ای توسن کین را بتخانهٔ چین ساخته‌ای خانهٔ زین را گر صیدکنان ناوک مژگان بگشایی چشم تو گرفتار کند آهوی چین را روزی…

ادامه مطلب

مدام از آتشی آشفته حالم

مدام از آتشی آشفته حالم فغان کز اختر بد در وبالم سخن نشنیدم و عاشق شدم وای که خواهد داد گردون گوشمالم چنان از همدمانم…

ادامه مطلب

ما شسته‌ایم ز آینهٔ دیده گرد غیر

ما شسته‌ایم ز آینهٔ دیده گرد غیر زین نقشخانه جلوهٔ او دیده‌ایم خیر فارغ بود دل از مدد شیخ خانقاه آن را که جذب پیر…

ادامه مطلب

گه گه بجور از عاشی ای شوخ بیزارم کنی

گه گه بجور از عاشی ای شوخ بیزارم کنی بازم نمایی عشوه یی وز نو گرفتارم کنی تو می روی و من بخود طوطی صفت…

ادامه مطلب

گر بنگری در آینه روی چو ماه خویش

گر بنگری در آینه روی چو ماه خویش آتش بخرمنم زنی از برق آه خویش هر دم که بیتو ام نفسی کاهدم ز عمر دردا…

ادامه مطلب

کار ما جز نامرادی نیست دور از وصل یار

کار ما جز نامرادی نیست دور از وصل یار نامرادانیم ما را با مراد دل چکار گر نمی چینم گل شادی خوشم با خار غم…

ادامه مطلب

غریب کوی تو بی ناله ی حزین ننشست

غریب کوی تو بی ناله ی حزین ننشست نداشت صحبت و با هیچ همنشین ننشست نه مرغ بر سر من مور نیز خانه گرفت کسی…

ادامه مطلب

شود در گلشنم دل چاک و در مجلس جگر خون هم

شود در گلشنم دل چاک و در مجلس جگر خون هم فغان از اختر بد حال و از بخت دگرگون هم نبودم من که می…

ادامه مطلب

شب چو شاخ ارغوان یکتا قبا می‌آمدی

شب چو شاخ ارغوان یکتا قبا می‌آمدی آنچنان پُرحال و رنگین از کجا می‌آمدی هر طرف افتان و خیزان بودی و من منتظر جان من…

ادامه مطلب