ای کژدم زلف تو زده بر دل من نیش

ای کژدم زلف تو زده بر دل من نیش وز ضربت آن نیش دل نازک من ریش آنجا که بود انجمن لشکر خوبان نام تو…

ادامه مطلب

حلقه‌های زلف جانان تا سراندر سرزده است

حلقه‌های زلف جانان تا سراندر سرزده است دل ز من بگریخته است و زیر زلف او شده است گر شب تاریک خواب آرد همی در…

ادامه مطلب

کافر بچه‌ای سنگدل آوردهٔ غازی

کافر بچه‌ای سنگدل آوردهٔ غازی دلهای مسلمانان بربوده به‌ بازی شد در صفت حیلت بازی دل او سخت تا سست کند قاعدهٔ ملت تازی هر…

ادامه مطلب

امروز بت من سر پیکار ندارد

امروز بت من سر پیکار ندارد جز دوستی و عذر و لَطَف‌ کار ندارد بشکفت رخم چون‌ گل بی‌خار ز شادی زیرا که ‌گل صحبت…

ادامه مطلب

بار دیگر باز گرم افتادم اندر کار او

بار دیگر باز گرم افتادم اندر کار او باز نشکیبم همی یکساعت از دیدار او گر مرا بینی عجب مانی فرو درکار من تا دگر…

ادامه مطلب

ختنی‌وار رخ خوب بیاراسته‌ای

ختنی‌وار رخ خوب بیاراسته‌ای چگلی‌وار سر زلف بپیراسته‌ای این همه صنعت و آرایش و پیرایش چیست گرنه آشوب و بلای دل من خواسته‌ای باغبانی ز…

ادامه مطلب

کرانه گیرم تا خود ز عشق باز کنم

کرانه گیرم تا خود ز عشق باز کنم در خصومت بر خویشتن فراز کنم زعشق دوست بدین عشق و دوستی که منم نه ممکن است‌…

ادامه مطلب

از پس پنجاه سال عشق به ما چون فتاد

از پس پنجاه سال عشق به ما چون فتاد از بر ما رفته بود روی به ما چون نهاد بر دل من مهر بود مهر…

ادامه مطلب

بر من این رنج و غم آخر به سر آید روزی

بر من این رنج و غم آخر به سر آید روزی لب من‌ بر لب آن خوش پسر آید روزی گر چه دورم زبر یار…

ادامه مطلب

دام که بر لاله و عنبر نهند

دام که بر لاله و عنبر نهند از پی صید دل غمخور نهند نام دل اندر خط آن خوش پسر خوش پسرم نام عجبتر نهند…

ادامه مطلب

کی نهم روی دگرباره بر آن روی چو ماه

کی نهم روی دگرباره بر آن روی چو ماه کی زنم دست دگرباره در آن زلف سیاه بروم روی بر آن روی نهم کامد وقت…

ادامه مطلب