دو روزی شد که با هجران جانان صحبتی دارم

دو روزی شد که با هجران جانان صحبتی دارم درین کار آزمودم خویش را خوش طاقتی دارم به حال مرگ باشد هرکه دور افتد ز…

ادامه مطلب

منم شکسته نهال ریاض عشق و گلی

منم شکسته نهال ریاض عشق و گلی ز دهر می‌کند امسال غالبا بی‌خم به زخم ناوک او چون شوم شهید کنید شهید ناوک شاطر جلال…

ادامه مطلب

باز جائی رفته‌ام کز روی یارم شرمسار

باز جائی رفته‌ام کز روی یارم شرمسار روی برگشتن ندارم شرمسارم شرمسار در تب عشقم هوس فرمود نا پرهیزیی کاین زمان تا حشر از آن…

ادامه مطلب

چند چشمت بسته بیند چشم سرگردان من

چند چشمت بسته بیند چشم سرگردان من چشم بگشا ای بلاگردان چشمت جان من جان مردم را خراشید آن که حک کرد از جفا حرف…

ادامه مطلب

روی ناشسته چو ماهش نگرید

روی ناشسته چو ماهش نگرید چشم بی‌سرمهٔ سیاهش نگرید بر سر سرو ملایم حرکات جنبش پر کلاهش نگرید نگهش با من و رویش با غیر…

ادامه مطلب

منم کز دل وداع کشور امن و امان کردم

منم کز دل وداع کشور امن و امان کردم ز ملک وصل اسباب اقامت را روان کردم منم کانداختم در بحر هجران کشتی طاقت رسیدم…

ادامه مطلب

بخت چون بر نقد دولت سکهٔ اقبال زد

بخت چون بر نقد دولت سکهٔ اقبال زد هم شب شاهی در درویش فرخ فال زد جسم خاکی شد سپند و بستر آتش آن زمان…

ادامه مطلب

چون پیش یار قید و رهائی برابر است

چون پیش یار قید و رهائی برابر است آن جا اگر روی و گر آئی برابر است یک لحظه با تو بودن و با غیر…

ادامه مطلب

ساربانا پرشتابان بار ازین منزل مبند

ساربانا پرشتابان بار ازین منزل مبند بس خرابم من یک امروز دگر محمل مبند حالیا از چشم طوفان خیز من ره دجله است یک دو…

ادامه مطلب

نخست آنکس که شد در بند انکار تو من بودم

نخست آنکس که شد در بند انکار تو من بودم ولی آن کس که گشت اول گرفتار تو من بودم زدند از من حریفان بیشتر…

ادامه مطلب

برای خاطر غیرم به صد جفا کشتی

برای خاطر غیرم به صد جفا کشتی ببین برای که ای بی‌وفا کرا کشتی بر آن دمی که دمیدی نهان بر آتش غیر چراغ انجمن…

ادامه مطلب

چون من کجاست بوالعجبی در بسیط خاک

چون من کجاست بوالعجبی در بسیط خاک آب حیات بر لب و از تشنگی هلاک دارم ز پاک دامنی اندر محیط وصل حال کسی که…

ادامه مطلب

شدم از گریه نابینا چراغ دیدهٔ من کو

شدم از گریه نابینا چراغ دیدهٔ من کو سیه گردید بزمم شمع مجلس دیدهٔ من کو عنان بخت هر بی دل که بینی دلبری دارد…

ادامه مطلب

مهی برفت ازین شهر و شور شهر دگر شد

مهی برفت ازین شهر و شور شهر دگر شد که از غروب و طلوعش دو شهر زیر و زبر شد ازین دیار سفر کرد و…

ادامه مطلب