شعر های آزاد احمد پروین
مرد بی رنگ
مرد بی رنگ من مرد بیرنگ و درد هزاران رنگ و درد مرا رنگ می کن خشم سیاه ، شرم قرمز و زرد رنگی است…
کمک ، کمک
کمک ، کمک ای کاش سر به زانوی کدام لاله بگذارم؟ در تنهایی کدام چمن؟ که به همدردی چشمان خونبارم التیام پروانه های نیم سوخته…
ای کاش
ای کاش شریک لطافت چشمه بودم وقتی کام تشنه آهویی را به میهمانی می خواند ای کاش ای کاش احمد پروین
خداحافظ
خداحافظ دستهایم به گردنم آویخت به خودم گفته ام خداحافظ چون به آخر رسیده ام اینجا می روم تا که گم کنم خود را با…
اطلاعیه برای شاعران و نویسندگان
پایگاه اینترنتی شعرستان از همکاری همه شاعران و نویسندگان آماتور و حرفه ای از سراسر جهان استقبال میکند و مشارکت فعال آنها را خیر مقدم میگوید. شما میتوانید اشعار، مطالب معلوماتی و مقالات خویش را از طریق ایمیل و یا فرم تماس ارسال نماید. مطالب ارسالی در اولین فرصت مناسب منتشر خواهند شد