رباعیات وحشی بافقی
یارب که بقای جاودانی بادا
یارب که بقای جاودانی بادا کامت بادا و کامرانی بادا هر اشربهای کز پی درمان نوشی خاصیت آب زندگانی بادا
شد یار و به غم ساخت گرفتار مرا
شد یار و به غم ساخت گرفتار مرا نگذاشت به درد دل افکار مرا چون سوی چمن روم که از باد بهار دل میترقد چو…
جرم است سراپای من خاک نهاد
جرم است سراپای من خاک نهاد لیکن بودم به عفو او خاطر شاد ای وای اگر عفو نباشد ، ای وای فریاد اگر جرم نبخشد…
ای چرخ مرا دلی ست بیداد پسند
ای چرخ مرا دلی ست بیداد پسند بیمم دهی از سنگ حوادث تا چند من شیشه نیم که بشکند سنگ توام مرغ قفسم که گشتم…
یا صاحب ننگ و نام میباید بود
یا صاحب ننگ و نام میباید بود یا شهرهٔ خاص و عام میباید بود القصه کمال جهد میباید کرد در وادی خود تمام میباید بود
شاها در جهان عرصهٔ در گاه تو باد
شاها در جهان عرصهٔ در گاه تو باد آفاق پراز خیمه و خرگاه تو باد این خیمهٔ بی ستون که چرخش خوانند قایم به ستون…
جز فکر جدا شدن ز دلدارم نیست
جز فکر جدا شدن ز دلدارم نیست این صبر هراسنده ولی یارم نیست دندان به جگر نهادنی میباید اما چه کنم صبر جگر دارم نیست
ای آنکه به یکرنگی تو متصفم
ای آنکه به یکرنگی تو متصفم در بندگیت مقرم و معترفم با «فاف» و «ر» و « الف ،ب » و «ه » ز کرم…
مجنون که کمال عشق و حیرانی داشت
مجنون که کمال عشق و حیرانی داشت مهری نه چو این مهر که میدانی داشت این مهر نه عاشقی ست ، مهری ست که آن…
شاها به عداوت توکس یار نشد
شاها به عداوت توکس یار نشد کاو در نظر جهانیان خوار نشد با نشأهٔ خصمی تو آنکس که بخفت در خواب شد آنچنان که بیدار…
جان سوخت ز داغ دوری یار مرا
جان سوخت ز داغ دوری یار مرا افزود سد آزار بر آزار مرا من کشتنیم کز او جدایی جستم ای هجر به جرم این بکش…
آهنگ سفر میکند آن ماه عذار
آهنگ سفر میکند آن ماه عذار ای جان که نفس گیر شدی ناله برآر در محملش آویز دلا همچو جرس وزناله و فریاد زبان باز…
مجنون به من بی سر و پا میماند
مجنون به من بی سر و پا میماند غمخانهٔ من به کربلا میماند جغدی به سرای من فرود آمد و گفت کاین خانه به ویرانه…
رخسار تو ای تازه گل گلشن جان
رخسار تو ای تازه گل گلشن جان کز آبله شبنمی نشسته ست بر آن لاله ست ولی آمده با ژاله قرین ماهیست ولی کرده به…
تا کی ز مصیبت غمت یاد کنم
تا کی ز مصیبت غمت یاد کنم آهسته ز فرقت تو فریاد کنم وقت است که دست از دهن بردارم از دست غمت هزار بیداد…
ای جان و تنم مطیع و شوق تو مطاع
ای جان و تنم مطیع و شوق تو مطاع رفتی و جدا زان رخ خورشید شعاع هیهات که جان وداع تن کرد و نداد چندان…