یارب دردی که ناله آغاز کنم

یارب دردی که ناله آغاز کنم شوری که سرود شوق را ساز کنم چشمی که به سوی خویش چون باز کنم آن گمشده را از…

ادامه مطلب

دل در همه حال تکیه‌گاه است مرا

دل در همه حال تکیه‌گاه است مرا در ملک وجود پادشاه است مرا از فتنهٔ عقل چون به جان می‌آیم ممنون دلم خدا گواه است…

ادامه مطلب

این سنگ ملون که گهر می‌نامند

این سنگ ملون که گهر می‌نامند وآن آهن زردگون که زر می‌خوانند بی‌گوهر ارزندهٔ معنی همه را مردان گهرسنج هدر می‌دانند

ادامه مطلب

از بس خوش و مست و دلربا می‌آیی

از بس خوش و مست و دلربا می‌آیی چون باد بهار جان‌فزا می‌آیی دل خانهٔ عشق توست آبادش دار چون خانه خراب شد کجا می‌آیی

ادامه مطلب