رباعیات – امیر علیشیر نوایی
آنروی که اوج حسن شد جلوه گهش
آنروی که اوج حسن شد جلوه گهش نظاره نموده ام ز زلف سیهش نسبت نتوان کرد بخورشید و مهش زانرو که نظر فکنده ام ته…
جانم بدو لعل جانفزای تو فدا
جانم بدو لعل جانفزای تو فدا روحم به نسیم عطرسای تو فدا آشفته دلم به عشوه های تو فدا فرسوده تنم به خاک پای تو…
در جام بلورین می همچون یاقوت
در جام بلورین می همچون یاقوت گر یابم و سازم شب و روز آنرا قوت تا در فلک پیر و سپهر فرتوت چون هر دو…
سر رشته اهل زهد بگسل ایدل
سر رشته اهل زهد بگسل ایدل در دیر فنا بساز منزل ایدل جز مطرب و می مجوی حاصل ایدل یک یک گفتم گوش کن ایدل…
ای از تو درون ناتوانم را حظ
ای از تو درون ناتوانم را حظ وز حسن تو چشم خون فشانم را حظ از قد خوشت روح روانم را حظ وز لعل روان…
جانا دستت یکدمم از دوش مبر
جانا دستت یکدمم از دوش مبر وز نکته دهان خودم از گوش مبر رخ از رخ و گردنم ز آغوش مبر از جسمم روح و…
اطلاعیه برای شاعران و نویسندگان
پایگاه اینترنتی شعرستان از همکاری همه شاعران و نویسندگان آماتور و حرفه ای از سراسر جهان استقبال میکند و مشارکت فعال آنها را خیر مقدم میگوید. شما میتوانید اشعار، مطالب معلوماتی و مقالات خویش را از طریق ایمیل و یا فرم تماس ارسال نماید. مطالب ارسالی در اولین فرصت مناسب منتشر خواهند شد