پیوسته مرا از او جگر پرخونست

پیوسته مرا از او جگر پرخونست یک لحظه نپرسید که حالت چونست از جور و جفای او ننالم که مرا اینها همگی ز طالع وارونست…

ادامه مطلب

ای حسن تو از روی بتان کرده ظهور

ای حسن تو از روی بتان کرده ظهور روی تو بپرده جهان شد مستور زهاد ز درد هجر تو رنجورند عشاق ز باده وصالت مخمور…

ادامه مطلب

معشوقه پرست لاابالی مائیم

معشوقه پرست لاابالی مائیم مست از می وصل ذوالجلالی مائیم فارغ ز خمار هجر در عین وصال در بزم شهود لایزالی مائیم اسیری لاهیجی

ادامه مطلب

عالم ز جمال تو منور بینم

عالم ز جمال تو منور بینم برصورت آدمت مصور بینم هرکس که بدولت لقای تو رسید شادی جهان ورا میسر بینم اسیری لاهیجی

ادامه مطلب

درد تو دوای این دل رنجورست

درد تو دوای این دل رنجورست وصل تو شفای جان هر مهجورست هر کو ز جهان جمال روی توندید نزدیک محققان ز عرفان دورست اسیری…

ادامه مطلب

تا در رخ خوب تو نگاهی کردم

تا در رخ خوب تو نگاهی کردم هر روز ز اشتیاقش آهی کردم تا گشت دلم به بند عشقت پابند از دست غم تو روبراهی…

ادامه مطلب

آن نقد نبی که در ولایت شاهست

آن نقد نبی که در ولایت شاهست برچرخ هدایت آفتاب و ماه است در خلق حسن حسین ثانی بجهان میدان بیقین کامیر روح الله است…

ادامه مطلب

مائیم مجرد از اضافات و نسب

مائیم مجرد از اضافات و نسب آزاده ز قید وصف مربوب وز رب در مرتبه ذات معرا ز صفات هرگز نبود نام ز مطلوب و…

ادامه مطلب

سرمایه عمر من بسودای تو رفت

سرمایه عمر من بسودای تو رفت نقد دو جهان مرا بیغمای تو رفت جان و دلم از جهان بصد حسرت و آه با درد فراق…

ادامه مطلب

خورشید رخ تو ماه تابان من است

خورشید رخ تو ماه تابان من است لعل لب تو چشمه حیوان من است چون ظلمت و نور عکس زلف و رخ تست کفر دو…

ادامه مطلب

بینا بحقایق معانی مائیم

بینا بحقایق معانی مائیم دانا بمعارف بیانی مائیم آنکو بیقین بعلم و عین است بحق از جمله جهان اگر بدانی مائیم اسیری لاهیجی

ادامه مطلب

آن دم که ظهور یار و اغیار نبود

آن دم که ظهور یار و اغیار نبود ز اسما و صفات و فعل آثار نبود در خلوت غیب خو بخود داشت حضور در دار…

ادامه مطلب

مشتاق جمال روی جان افروزم

مشتاق جمال روی جان افروزم از آتش شوق دایما می سوزم معشوق چو شد معلم اسرارم در مکتب عشق عاشقی آموزم اسیری لاهیجی

ادامه مطلب

ظاهر ز مظاهر جهات ذات منست

ظاهر ز مظاهر جهات ذات منست گر علوی و سفلی است و گر جان و تنست گر عالم و آدم است و گر ملک و…

ادامه مطلب

جانی که همای عالم قدس بدست

جانی که همای عالم قدس بدست درمانده بدام شهوت و حرص شدست از قید صفات بد اگر گشت جدا بالذات ورا میل بمأوای خودست اسیری…

ادامه مطلب

بحرست مرا جام می و حق ساقی

بحرست مرا جام می و حق ساقی مستی ز شراب نور وجه باقی هر لحظه هزار بحر می نوشیدم سیراب نشد جان من از مشتاقی…

ادامه مطلب

از نور تجلی تو عالم پیداست

از نور تجلی تو عالم پیداست ذرات جهان ز مهر رویت شیداست چشمی که بنور معرفت روشن شد بیند که جمال تو بعالم پیداست اسیری…

ادامه مطلب

مائیم اسیر دام گیسوی کسی

مائیم اسیر دام گیسوی کسی سودائی زلف عنبرین بوی کسی ذرات جهان شده گرفتار چو من در قید کمند حلقه موی کسی اسیری لاهیجی

ادامه مطلب

شهباز فضای لامکانی مائیم

شهباز فضای لامکانی مائیم سیمرغ هوای بی نشانی مائیم گر ره بخزانه حقیقت طلبی مفتاح در گنج معانی مائیم اسیری لاهیجی

ادامه مطلب

جانا ز جهان جمال تو می بینم

جانا ز جهان جمال تو می بینم از باغ جهان گل وصالت چینم دایم ز جهان مرا چو مشهود توئی در مرتبه شهود بی تلوینم…

ادامه مطلب

ای مونس جان من بگاه و بیگاه

ای مونس جان من بگاه و بیگاه بی یاد تو کار دل تباهست تباه مشتاق جمال تو چنانم که دمی گر غایبم از خیال تو…

ادامه مطلب

از ما نبود نشان و نامی پیدا

از ما نبود نشان و نامی پیدا زان رو که شدم غریق دریای فنا از هستی خود چو محو گشتم دیدم از دست حبیب خلعت…

ادامه مطلب

من عاشق و رند و لاابالی شده ام

من عاشق و رند و لاابالی شده ام دیوانه عشق لایزالی شده ام مشتاق وصالم و وصال تو خیال از غایت شوق من خیالی شده…

ادامه مطلب

سرگشته چو گو شدم بمیدان غمت

سرگشته چو گو شدم بمیدان غمت صد زخم بجان خوردم ز چوگان غمت بی راهبری راه بپایان نبرد جویای وصال در بیابان غمت اسیری لاهیجی

ادامه مطلب

جز عشق تو نیست در جهان حاصل من

جز عشق تو نیست در جهان حاصل من جز درد و غمت مباد اندر دل من در ملک طرب خانه طلب می کردم جز برسر…

ادامه مطلب

ای عشق تو مونس دل دیوانه

ای عشق تو مونس دل دیوانه با درد و غم تو جان ما هم خانه تا با غم عشق آشنا شد دل من از صبر…

ادامه مطلب

از آتش شوق تو دلم بریانست

از آتش شوق تو دلم بریانست وز داغ فراق جان ما سوزانست تا حسن رخ تو دیدم از هر دو جهان کفر سرزلف تو مرا…

ادامه مطلب