از زنده یاد اخوان ثالت

از زنده یاد اخوان ثالت با روزگار ما چه خوب می خواند: سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت… در این هوای سرد زمستانی،مطالعه چند باره…

ادامه مطلب

مویه دارند و زار می رقصند واژه های اسیر در قاموس

مویه دارند و زار می رقصند واژه های اسیر در قاموس بستۀ اسم و مصدر و فاعل، می کشند هی نفیر در قاموس: “دست و…

ادامه مطلب

کجا آخر برم ای آسمان بی آسمانی را

کجا آخر برم ای آسمان بی آسمانی را زمینِ سخت و سختی هایِ تلخِ زنده گانی را مگو، ما ناز پروردِ تنعم بوده ایم، این…

ادامه مطلب

زنده گانیِ ما چو دامنِ شب، زیرِ این آسمانه دود شده

زنده گانیِ ما چو دامنِ شب، زیرِ این آسمانه دود شده تهِ چشمانِ روحِ خستۀ ما، مشت ها خورده و کبود شده کوله بارانِ کوچِ…

ادامه مطلب

در جایِ پایِ شهریارِ زنده یاد، رفته ام

در جایِ پایِ شهریارِ زنده یاد، رفته ام: در هوایِ روشنایی، زندگانی می کنم فصلِ گل، در صبح گه هایِ خزانی می کنم پیشِ تاراجِ…

ادامه مطلب

ترا گُم کرده ام در پشتِ آن گرد و غباری ها

ترا گُم کرده ام در پشتِ آن گرد و غباری ها ترا گُم کرده ام در دشت و کوهِ بی بهاری ها صدایت می کنم…

ادامه مطلب

با سبزه و گل آمده نوروزِ خوش آیین

با سبزه و گل آمده نوروزِ خوش آیین وین هیمنهٔ حِشمت و پیروزِ خوش آیین او، آمده در جانِ طبیعت بِدَمَد دَم از ابر گهر…

ادامه مطلب

از دویدن مانده ام گر، گام گام

از دویدن مانده ام گر، گام گام می شوم در راه سویت ای امید می رسم گر در برت پیرانه سر درد دوری کرده است…

ادامه مطلب

مرا از من برون آور، دریدَستَم پلنگِ خود

مرا از من برون آور، دریدَستَم پلنگِ خود سرم شد سالها گرمست، بی پروا به جنگِ خود اگر چه نوبهاری داشتم، در وحشتِ توفان –…

ادامه مطلب

غمی که در دلِ تو جاکند، همش خواهم، که دردِ

غمی که در دلِ تو جاکند، همش خواهم، که دردِ خاطرِ ناشادمانِ من باشد الهی! مظهرِ عشقِ تمامِ آدمیان، نشانِ تیشهٔ فرهادِ کوه کن باشد!…

ادامه مطلب

دلتنگم و در چنگلِ ما و منِ خویشم

دلتنگم و در چنگلِ ما و منِ خویشم ای درد چه خواهی تو ازین حالِ پریشم در دامنِ طوفان به تقلا شده ام، باز افتاده…

ادامه مطلب

حسِ مغمومِ بی تویی در من، ناله ای زارِ تختِ

حسِ مغمومِ بی تویی در من، ناله ای زارِ تختِ خواب شده نقشِ امید در سراسرِ ذهن، در تموزان شده، سراب شده ای جدا مانده…

ادامه مطلب

پایهٔ تقدیر اگر سست است، تدبیر از شماست!

پایهٔ تقدیر اگر سست است، تدبیر از شماست! ای که دستانِ نیازِ ما بسویت در دعاست! ما گرفتارانِ وادی هایِ دشواری، مدام ضَجه کردیمت، صدا…

ادامه مطلب

با من چه کرده ای که هوایی شده دلم

با من چه کرده ای که هوایی شده دلم پُر بیم از درایِ جدایی شده دلم شب ها نگاهِ من به درِ خانه مانده است…

ادامه مطلب

از زنده جانِ مرده، منم زنده جان هنوز

از زنده جانِ مرده، منم زنده جان هنوز کاینگونه سر ز خرمنِ آوار می کشم، تا چیغِ من بلند شود تا به عرش تو ای…

ادامه مطلب