بیا که با دلکی بیقرار گریه کنیم
خزان رسیده و ما داغدار و یخ زدهایم
بیا بیا که چون ابر بهار گریه کنیم
بیا به خانهی من شعری از “نزار” بخوان
که در هوای غمش زار زار گریه کنیم
به سرزمین غم انگیز من خوش آمدهای!
بیا به لعنت این روزگار گریه کنیم
بیا رفیق! سر بیکسی سلامت باد
خدا نخواست در آغوش یار گریه کنیم…
محمد میرزایی