رقيب بي پدري كه تو عاشق اش هستي
دقيقه ي نبرد دم به عافيت نرسد
خراب عشوه گري كه تو عاشق اش هستي
به سيم آخرِ مي زد پرنده ساز مگر
نداشت بال و پري كه تو عاشق اش هستي
همين غزل همه مديون چشم هاي تو بود
كجا من و اثري كه تو عاشق اش هستي
تو مرد! اي هوس آلوده چند دل داري؟
چقدر دور و بري كه تو عاشق اش هستي
اگر چه خوب تر اما به زعم خويشتن ات
نشد شوم نفري كه تو عاشق اش هستي
شهلا دانشور