شاید بخوابد در برم؛ اما پس از مرگم؟
دور از تمام باورم؛ اما پس از مرگم…!؟
دارد نوازش میکند روی مرا با ترس
بنشسته بالای سرم، اما پس از مرگم!
در عشق از دنیا گذشتم تا که در آخر-
دارندهی کانِ زرم، اما پس از مرگم
وقتی که بوی گیسوانش رفت از دستم
آتش بزن بر بسترم؛ اما پس از مرگم
بیهیچ تردیدی درون رود کاپیسا
پرتاب کرد انگشترم؛ اما پس مرگم!
مفهوم عشق و زندگی را دیر فهمیدم
از اشکهای مادرم؛ اما پس از مرگم!
اسماعیل لشکری