خداحافظ

خداحافظ
دستهایم به گردنم آویخت

به خودم گفته ام خداحافظ

چون به آخر رسیده ام اینجا

می روم تا که گم کنم خود را

با خود آوارگی خوشم جانم

به کجا می روم نمی پرسی؟

ناکجایی که خود نمی دانم

کمک ، کمک
یک منظومه شمسی جایزه می دهم

به کسی که بگوید

ماه من کجاست

یک کهکشان مژدگانی

فقط بگو

ستاره شبهای خیال من

در افول کدام صبح زشت

برای همیشه رفت

من دنبال سیاه چال مرگ می گردم
احمد پروین

Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *