روی تو میکشد مرا زلف سیاه برطرف
چشم خوش تو برد دل تهمت او بخط فکند
چون دل برده خواستم کرد نگاه برطرف
تا نرسد غبار دل بر تو ز رهگذار من
سیل سرشک گرد من کرد ز راه برطرف
پیش قد تو کی بود یاد بهشت و طوبیم
نخل گل است در میان شاخ گیاه برطرف
اهلی اگر ترا کشد یار فرشته خوی تو
لاف وفا بهانه بس جرم و گناه برطرف
اهلی شیرازی