آرام در مقام رضای خدا گرفت

آرام در مقام رضای خدا گرفت

دست کسی که دامن آل عبا گرفت

باشد چو صبح هر نفسش مایهٔ حیات

مهرت به دل هر آنکه زصدق و صفا گرفت

ترسم مباد سنگ شود شیشهٔ دلم

از بس ز سردمهری آن بیوفا گرفت

در پرده شمیم گل از شرم شد نهان

رنگت چو ا زخمار می از رخ هوا گرفت

خون کدام بلبل بیدل به خاک ریخت

کز گل بهار زر به سپر خونبها گرفت

داغم که امشب آینهٔ زنگ بسته ی

آن هرزه خرج جلوه ز مه رونما گرفت

جویا! زتلخکامی نومیدی آرمید

کام خود آنکه از دل بی مدعا گرفت

جویای تبریزی

Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *