آن روزها گذشت، دگر آرزو مکن
در قلب من، سراغ غم خویش را مگیر
خاگستر گداخته را زیر و رو مکن
در چشم دیگران منشین، در کنار من
ما را در این مقایسه بی آبرو مکن
راز من است غنچه لبهای سرخ دوست
راز مرا برای کسی بازگو مکن
دیدار ما تصور یک بینهایت است
با یکدگر دو آینه را رو برو مکن
فاضل نظری