شهادت تو همین است گریه‌ای دلگیر

شهادت تو همین است گریه‌ای دلگیر
روان خستۀ فرسوده، در جوانی پیر
.
شهادت تو همین است: آه کوتاهی
غمی تلف شده، فریاد تلخ بی‌تأثیر
.
میان مردم درّنده، چشم‌های حریص
همیشه گیج و کتک‌خورده، منگ و خرد و خمیر
.
شهید سادۀ بی‌افتخارِ بی‌جنجال
بدون نیزه و بی‌جوی خون و بی‌شمشیر
.
عزیزِ پاک‌ترین روزهای آزادی!
طراوت همۀ لحظه‌های بی‌زنجیر!
.
کدام کابوست اینچنین برآشفته‌ست
کدام وهم شبانه، خیال دامنگیر؟
.
دم غروب که خورشید هم به چپ گروید
و سرخ شد همۀ آسمان هجده تیر
.
ببین که چکّش شب داسِ ماه را کوبید
و پهن شد و کمی پهن‌تر و بدرِ منیر
.
مکوب مشت پسِ مشت روی پیشانی
رها کن این همه را، سرنوشت را بپذیر
.
بیا به سینۀ دیوار عمر و تدریجاً
بدون جوخۀ اعدام سربلند بمیر

سمانه کهرباییان

Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *