از پنجره چشمان‌ام

از پنجره چشمان‌ام
به گندم‌زار وجودت
خسته ترین روز ها را در غربت
با ابرهای تیره که
از شانه های ما بالا می‌رود
عید آوارگی را جشن می‌گیریم
نگاه پریشانی ما
بر جزیزه مهتاب
خواب روز های عید وطن را می بیند
و من به انتظار روز های خوب
با سرخی گل‌های شاد
دستانم را حنا می‌زنم
تا باشد !
آمدنت بر زندگی لبخند‌ بزند

عاقله قریشی

Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *