دیو ا نـــــــگی و لطف کم تو دروغ بـــــــود
پیوسته عاشقانه دم از عشق می زدی
پیمـــــــان و الفـــــــت و کرم تو دروغ بـود
افسوس می کنم که مرا چشم تو ندید
صد بار پیش من، منـــــم تو دروغ بـــــود
دیروز می نوشتی که من دوست دارمت
پیغام عاشقانه ، از قلــم تو دروغ بود
در جاده محبت و پس کوچه های عشق
دانســــته ام که هر قـــــدم تو دروغ بود
ای کاش بعد رفتـــــــــــن تلخ تو ای نگار
بر دل نشســــــــته کوه غم تو دروغ بود
در خانه یی که شعر مرا جــــای داده اند
دزدانه لافِ، می برم تـــــــو دروغ بــــود
مژگان ساغر شفا