خطّ ممتد

خطّ ممتد

ولی انسان چنان پیشی گرفت از دیو و از دد هم
که صاف از بیم او جنّ و ملک خواندند «اشهد» هم

کتاب آمد، رسول آمد، امام آمد، فقیه آمد
ولی هر «آمد آمد» گوییا دارد «نیامد» هم

ظلوم انسان، جهول انسان، کفور انسان، حسود انسان
تو ای انسان، در این بازی شدی شیطان ارشد هم

بر اندامش بدان‌سان پوستینِ چپّه پوشاندی
که دین خویش را نشناخت حتی شخص ایزد هم

چنان این حلقه را بر خلق مؤمن تنگ گرداندی
که هنگام گزینش پشتِ در می‌مانَد احمد هم

به آیینی خیابان خدا را خط‌کشی کردی
که عابر وقت ناچاری گذشت از خطّ ممتد هم

بترس از تیغ خویش آن دم که با خون شسته گردد خون
بترس از عدل خود روزی که از حد بگذرد «حد» هم

کلوخی چند روی هم بنه، بندی فراهم کن
که زور سیل شوخی نیست، شاید بشکند سد هم
مشهد، ۱۳ آذر ۱۳۹۸

محمد کاظم کاظمی

Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *