آغوش در آغوش

آغوش در آغوش

نزدیکِ هم از دورتر از دور رسیدیم
از دور شبیه دو خطِ نور رسیدیم

چون تاک، چه مستانه به‌هم ریشه دواندیم
انگور به انگور به انگور رسیدیم!

از دشت سوی جنگل و از کوه به دریا
ابرانه گذر کرده و مغرور رسیدیم

در روز که خورشید به تو داشت حسادت
شب بود و به‌هم، نور علی نور! رسیدیم

شب بود و به‌هم در دل تاریکی و تردید
چون صاعقه آتش‌دل و پرشور رسیدیم

آغوش در آغوش در آغوش در آغوش
منظور همان بود، به منظور رسیدیم

سهراب سیرت

Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *