به عشقت من که خوشبینم ولی واقع گرا هستم

به عشقت من که خوشبینم ولی واقع گرا هستم
بیایم پیش بابایت و گویم خود کفا هستم ؟

ندارم در بساطم چیزی در عالم تو باور کن
پریشان و خراب و خسته و انگشت نما هستم

چه دارم ؟ هیچ ، سهمم از جهان آیا چه میباشد
به دورم خط بکش من آدمِ درد آشنا هستم

ز بس حرف غلط از این و آن بشنیده ام حالا
به حرف مردم و این زندگی بی اعتنا هستم

برو راهت سفید ای مهربانِ کاکُل افشانم
به فکر من نباش اصلا که من در انزوا هستم

طلحه مهاجر

Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *