در حق فرید الدین

بر بدایع نظم تو ، ای فریدالدین
طویله های گهر را نماند مقداری

نه باغ طبع ترا هست جز ادب شجری
نه شاخ لفظ ترا هست جز هنر باری

بگرد تو نرسند اهل نظم و نثر امروز
و گر چه جهد و تکلیف کنند بسیاری

بشعر یار خودم خوانده ای و لیک بفضل
ترا ندانم اندر همه جهان یاری

چو من بفضل تو اقرار دارم از سر صدق
ز کس نیابی در مشرق و غرب انکاری

ترا فلک بمقام شرف رسانیدست
فلک نکرده ازین علاقه تر کاری

ببارگاه خداوند مشرق و مغرب
متاع فضل ترا خاست روز بازاری

گران بها گهری و کجا تواند بود ؟
چنین گدا را الا چنان خریداری

جهان تو داری ، طوبی لک ، ای فرید الدین
بزیر عدل چنان جهانداری

رشیدالدین وطواط

Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *