هی برقصد مثل بسمل ها ولی با ساز، نه
فکر کردم عشق آسان است مثل زندگی
کاش میگفتم جوابت را همان آغاز، نه
با قفس عادت گرفتم مثل اینکه هیچ نیست
حس آزادی به من؛ حتی که در پرواز، نه
قهرمان جنگ هرگز قهرمان عشق نیست
میتوان در جنگ تاب آورد؛ با این ناز نه
بعد پیوندی که با دلبند دیگر بستهای
دوست دارم همدمت باشم ولی همراز، نه
لحظه های رو به رو بودیم باهم روز و شب
گفتمان عشق را تفصیل بود ؛ ایجاز ، نه
جانم امشب سخت دلتنگم به فریادم برس
پیکر فرسوده را دمساز شو؛ غم ساز ، نه
محمد خردمند