‍ عجب است خاطراتی، که همیشه ماندگار است

‍ عجب است خاطراتی، که همیشه ماندگار است
سر اسم هر دوی ما که به هیکل چنار است
تو شکوه کوهساران و من آب آبشارم
نرهان مرا که تنگِ بغلت بمن دیار است
بتپد دلم به سرعت، چه کنم‌که اسب و حشیست
و لگام اسب وحشي به كجا در اختيار است؟!
همه شب سروده رفتم به غزال چشمهایت
بخدا غزال چشمت غزل است شاهكار است
شب بي ستاره و ماه و يك آسمان سياهي
به نبودن تو سوگند كه عمر نابكار است
من و های و هوی و مستی، به جز از دو پیک هستی
دلم و دماغ و حالم ، همه چیز پیش یار است.
شهلا دانشور
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *