پوشال سیه به سر چو پالان انداخت
نقاشی و شعر و دست آوردش را
از اوج بهار دست آبان انداخت
****
آدم به زمین زدند و شیطان دادند
این شهر مرا بدست توفان دادند
هر زاغ و زغن به بام ما لانه کشید
در بین قفس کبوتران جان دادند
****
دکان دین به کشور وا نمودند
به جبر و زور خود را جا نمودند
بروی گرده های ملت ما
نشسته مهر خود امضا نمودند
شهلا دانشور