کاش من هم مثل او بودم به تقوا مبتلا
قدر من را او نمیداند ولی بر عکس او
می شوم در خانه و بیرون و هر جا مبتلا
عشق دریایی ست شورانگیز و مست و پرخروش
مثل ماهی ها شدم من هم به دریا مبتلا
این چه تقدیری ست دارم من؟ چه آمد بر سرم؟
من به مجنون مبتلا مجنون به ليلا مبتلا
من در او، او در من و اما نه مالِ همدگر
عمرها شد چون سراب استم به صحرا مبتلا
با تمام کشمکش ها باز دنیای من است
چند سالی می شود هستم به دنيا مبتلا
شهلا دانشور