از گریه های هر شب خلوت سخن بگو

از گریه های هر شب خلوت سخن بگو
از لحظه ی شکستن و حسرت سخن بگو
با هر صدا ز حنجره ی دار ها بخوان
از اقتدار تیره ی ظلمت سخن بگو
تا دست شب به حلقه ی گیسو گره زند
تو مو به مو ز شانه و زینت سخن بگو
این آفتاب تا به دلِ ابر خفته است
باران بشو ز قطره ی رحمت سخن بگو
ای زن به مهر سرمه ی مهتاب زن به شب
از هر پلنگ در شب غربت سخن بگو
در هر بهار شبنم گلبرگ را بنوش
چون عندلیب از می و عشرت سخن بگو
شگوفه باختری
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *