یامثل زخم کهنه که نا سور گشته است
آخر شکست هر در و دیوار ِ میهنم
دیوار و در که خانه ی هر مور گشته است
سر می نهی به سنگ که این خانه ی من ست
در خانه یی که قتلِ تو دستور گشته است
از بلخ تا به کابلِ زخمی و فاریاب
هر گوشه اش برای تو مهجور گشته است
فریاد می زندکه خدا! دخترم کجاست
آن مادری که بمب زده، کور گشته است
برخاست تا طیاره از آن ازدحام درد
دیدم که آسمان شبح گور گشته است
من پر ز دم ولی دل خودجا گذاشتم
در آشیانِ مرگ که بی نور گشته است
شگوفه باختری