هی زن تو به بازار نیا باز گناه است

هی زن تو به بازار نیا باز گناه است
لبخندِ لب و عطر و نما باز گناه است
باید که تو در گوشه یی از ترس بخُشکی
تا سر کنی آواز و صدا باز گناه است
گر لمس کند روی تو را چشم و نگاهی
یا دل بدهی ،عشق و وفا باز گناه است
گر مشت زند یا به لب ات بوسه ی نا مرد
گر شکوه کنی پیش خدا باز گناه است
ای زن، چه گناه است و گناه نیست نپرسی
شرم است تو را؟ یا که حیا؟! باز گناه است
گر زلف ترا باد بگیرد شبی از عشق
با دست قَدَر حکم قضا باز گناه است
در مذهب و ایمان شما آمده این حکم
ما را ببرد بادِ فنا
باز گناه است
شگوفه باختری
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *