داد خدا به موهبت فرصت دیدار مرا
فرصت دیدار ترا داد دگر بار مرا
کودک پابند توام گرچه که مادر شده ام
باز هوای کودکی کرده گرفتار مرا
ای به شبان دیده تو روشنی چشم و دلم
مهر نهان نگهت مطلع انوار مرا
چتر نوازش به سرم پر زتوشد دور و برم
شکر نگاهت ببرم نور مرا نار مرا
مادر من بود منی تار منی پود منی
آینه عشق تو کرد آینه کردار مرا
شام مرا تو سحری عشق مرا بال و پری
باغ مرا تو ثمری میوه مرا بار مرا
شکل جوانی توام صورت پیریی منی
عشق فروزنده تو خواند به تکرار مرا
حمیرا نکهت دستگیرزاده