به یک نگه، من و دل را، ز هم جدا کردی
مشام یوسف اگر می شنید بوی تو را
هزار جامهٔ جان در غمت قبا کردی
دلم ز داغ تو ای عشق، کام خویش گرفت
ازین گهر، صدفم را گرانبها کردی
نماز زاهد افسرده می گذشت ز عرش
اگر به سرو قد یار، اقتدا کردی
حزین ، به طرز نشید تو آفرین بادا
لبم به زمزمهٔ عشق، آشنا کردی