چه گذشت ؟
– زنبوری پر زد
– در پهنه…
– وهم. این سو ، آن سو، جویای گلی.
– جویای گلی ، آری ، بی ساقه گلی در پهنه خواب ، نوشابه آن..
– اندوه. اندوه نگاه: بیداری چشم، بی برگی دست.
– نی. سبدی می کن، سفری در باغ.
– باز آمده ام بسیار، و ره آوردم: تیناب تهی.
– سفری دیگر، ای دوست، و به باغی دیگر.
– بدرود.
– بدرود، و به همراهت نیروی هراس.