پی آن آهوی رم کرده بیجا کو بکو گشتم

پی آن آهوی رم کرده بیجا کو بکو گشتم
رمید از پیش چشمم هرقدر دنبال او گشتم
دل گمگشته ام از کوچهء زلفش نشد پیدا
بسان شانه بر گرد سر او مو بمو گشتم
نشد پیدا نهالی همسر سرو قدت جانا
که یکسر باغ و بستان جهان را جو بجو گشتم
ز سر تا پای من آخر چراغ داغ روشن شد
ز بس دور سر آن لاله روی شعله خو گشتم
بخاک خود تیمم کرده می رفتم بکوی او
نپنداری که دور خانهء او بی وضو گشتم
گشود آیینه بر رویم در صد خودنمایی را
چه باعث گشت حیران که با خود روبرو گشتم
نبودم واقف از کشتی و کشتیبان درین دریا
چو شخص نابلد عمری به دنبال کدو گشتم
مپرس ای عشقری از باعث رسواییم دیگر
که من از اختلاط ناکسان بی آبرو گشتم
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *