نه صيادم نه بلبل ميفروشم
برای زينت و زيب نكويان
بهر سو عطر كاكل ميفرو شم
ندارد گلرخان تاب نگاهم
بهر صورت تغافل ميفروشم
بوجه سينمای يار، خود را
ببازار سر پل ميفروشم
اديبم ليك نسوار دهن را
ز بيقدری بكابل ميفروشم
غزل چون عشقری قدری ندارد
درين ايام ناؤل ميفروشم