‎برق آسمانى

‎برق آسمانى
‎نى فيض ياب پيرى، نى بهره از جوانى
‎گر زندگى همين است، لعنت به زندگانى
‎اين نكته روشنم شد از قامت خميده
‎كز عمر بار بردن دارد بسى گرانى
‎در گلشن تعين با خار و خس بسازيد
‎اينجا نميتوان يافت يك برگ ارغوانى
‎از بزم شبنشينان جز تيرگى نجوشد
‎ يك لمحه روشنايى اى برق آسمانى
‎بحر است در تلاطم، امواج در تصادم
‎من كرده راه خود گم، اى ناخدا تو دانى
‎از خاره هم توان برد فيض هزار گلشن
‎دستى اگر بيارى، تخمى اگر فشانى
‎استاد ضيا قاريزاده
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *