ببر اى صبا پيك گيتى خرام
به يونونشينان ز ما اين پيام
به آن سازمانى كه صبح و مسا
به حق و عدالت كنند اتكا
به آن دستگاهى كه چشم جهان
اميد بهى دارد از كارشان
به آن مجمع داور و داورى
كه درماندگان را كند ياورى
نباشد به جز مصلحت كارشان
رسانند حق را به حقدارشان
به آن دستگاهى كه داد كرد
يهودان آواره را شاد كرد
به آن دادگاهى كز هالنديان
گرفتى حق شرق الهنديان
به آن سازمان كه از ليبيا
جدا ساخت بند اسارت جدا
مصر شد حق حقه ى هند را
رها ساخت پنجاب و هم سند را
كنيزان هزار و غلامان هزار
شدند از اسارت همى رستگار
ايا رهبران عدالت پرست!
به تسهيل هر مشكلى چيره دست
در آنجا كه آزاد شد بندگان
روا باشد آيا كز آزادگان
شود سلب آزادى و حرّيت؟
بسازند با سوز محروميت
سزا باشد آيا به قانون داد؟
كه هفتاد لك شير افغان نژاد
پس از سالها عز و آزادگى
بسازند اكنون به افتادگى؟
شما اى نمايندگان جهان!
شما اى عدالتپژوهندگان!
اى آنانكه از عدل دم ميزنيد
بدين راه ثابت قدم ميزنيد
اى آنان كه خواهيد امن و سلام
به گيتى و گيتى نشينان مدام
از آن پيشتر كز دل خاوران
جهد شعله ى جنگ بر هر كران
از آن پيش كاين فتنه شعله ور
كند خلح امنيت باختر
از آن پيش كز جنگ افغانيان
فتد رخنه اندر زمان و جهان
از آن پيش كز غاصبين دو رنگ
ستانند حق خود اصحاب ننگ
فرا روى اين فتنه شعله فام
كه ترسم جهان را بسوزد تمام
بريزيد آب اى مدد گار ها
رسانيد حق را به حق دار ها
پيام استاد ضيا قاريزاده به
United Nations