اسپی که سواریم برآن، پی شده باشد
آن وعده چه شد؟ یار نیامد برو ای دل
در باغ ببین وقت «گُلِ نَی» شده باشد؟
از بعدِ چهل سال صبوری نتوان گفت
انگور شما یک دو قدح مَی شده باشد
میترسم از آن لحظه که بیعشق، جهانم
قربانی این هه هه و هی هی شده باشد
دل رفت و سر از کوچهی معشوقه درآورد
از من که نشد کاش که از وی شده باشد
یحیا جواهری