میبینمت که ماه شدی یار، من خوشم
در لحظههای تلخ جدایی هنوز هم
این خاطرات توست که بر دوش میکشم
از یاد من نرفته جنون جوانیام
یعنی هنوز عاشقتم، غرق خواهشم
از مرگ ناگهانی یک عشق گپ نزن
از احتمال این خبر بد مشوشم
در کارزار عشق، کمانم به دست توست
تو شاهدخت ملک خراسان، من آرشم
در دل هوای کعبه و در دست جام می
با سرنوشت خویش عجب در کشاکشم
یحیا جواهری