جغرافیای عشق فقط تختخواب نیست
قندیل ماه و مهر به قشلاق روشن است
در پشت کاخهای بلند، آفتاب نیست
ساز دعا و رقص تفنگ این چه حیلت است
بی ربنای عشق دعا مستجاب نیست
این رخمها بس است اگر قصد کشتن است
جانم فدات حاجت تیغ و طناب نیست
در دشتهای سرخ دویدیم تشنهلب
باران بیا ببار که در کوزه آب نیست
دیوانهها سلام، به غیر از شما و من
در شهر جُستهایم کسی بینقاب نیست
بانو! تو ماه مجلس و سرتاج عالمی
زن را که گفته است که عالیجناب نیست
یحیا جواهری