در بیان فقر و صحبت درویشان

فقر می‌دانی چه باشد ای پسر
با تو گویم گر نداری زان خبر

گرچه باشد بی‌نوا در زیر دلق
خویش را منعم نماید پیش خلق

گرسنه باشد ز سیری دم زند
دوستی با دشمنان خود کند

گرچه باشد لاغر و خوار و ضعیف
وقت طاعت کم نباشد از حریف

چون دل پر دارد و دست تهی
می‌نماید در ترازو فربهی

ای پسر خود را بدرویشان سپار
تا نگه دارد ترا پروردگار

با فقیران هر که همدم می‌شود
در سرای خلد محرم می‌شود

عطار

Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *